به گزارش ایرنا، تاریخ اصفهان همواره با فراز و نشیبهای سیاسی و تغییرات حاکمیتی حکومتهای گوناگون گره خورده است. با این حال، اگر از دریچه تاریخنگاری رایج که عمدتاً بر کشمکشها تمرکز دارد فاصله بگیریم و به لایههای زیرین حیات اجتماعی مردم نگاه کنیم، تصویری متفاوت و الهامبخش نمایان میشود. اصفهان در طول تاریخ خود نه صحنه تقابل دائمی، بلکه خاستگاه تعاملات عمیق، همزیستی مدنی و تبادلات فکری میان شیعیان و اهل سنت بوده است؛ تعاملی که ریشه در بلوغ علمی حوزهها، نیازهای شبکههای تجاری و روحیه تساهل مردمان این دیار دارد.
اصفهان به عنوان یکی از مهمترین کانونهای شهری، فرهنگی و سیاسی در فلات ایران، همواره نقشی فراتر از یک مرکز منطقهای ایفا کرده است. گرچه در روایتهای تاریخنگاری سنتی و سیاسی، بیش از هر چیز بر کشمکشهای مذهبی یا تحولات ایدئولوژیک حکومتها تاکید شده، اما بررسی لایههای عمیقتر تاریخ اجتماعی و فکری این شهر نشان میدهد که اصفهان بستر همزیستی، تبادل علمی و همگرایی پیوسته میان پیروان ۲ مذهب بزرگ اسلامی یعنی شیعه و سنی بوده است.
وقتی در رواقهای مسجد جامع (عتیق) اصفهان قدم میزنیم، کنار هم نشستن یادگارهای معماری وزرای اهل سنت سلجوقی و محراب شیعی عصر ایلخانی، راوی قصهای هزارساله است. اصفهان به عنوان یکی از مهمترین کانونهای تمدنی ایران، قرنهاست که میزبان پیروان ۲ مذهب بزرگ اسلامی بوده است. این شهر توانسته با اتکا به ظرفیتهای عظیم خود در بازار، خانقاهها و مدارس علمیه، تفاوتهای مذهبی را از یک عامل افتراق به مایهای برای غنای فرهنگی تبدیل کند و الگویی موفق از مدارای مذهبی را به جهان اسلام عرضه نماید.
این تعاملات نه یک پدیده اتفاقی، بلکه حاصل الزامات زیست شهری، شبکههای تجاری مشترک، پیوندهای طریقتهای صوفیه و حوزه علمیه جامعنگری بوده است که فرقهگرایی تندروانه را تعدیل میکرده است.
سدههای نخستین اسلامی و عصر سلجوقی: همزیستی در گهواره علم و کلام
مدیر اسبق کتابخانه ملی ایران در مرکز کشور در این پیوند به خبرنگار ایرنا گفت: در سدههای سوم تا ششم هجری، اصفهان یکی از پایگاههای اصلی اهل سنت، بهویژه پیروان مذاهب شافعی و حنفی بود. با این حال، محلههای متعددی مانند جوباره و دردشت، شاهد سکونت دیرپای شیعیان در کنار همسایگان اهل سنت خود بودند. …













