این یادداشت، دعوتی است به خروج از این دایره و نگاهی است انتقادی به رفتارمان با میراث مکتوب: از بازاریشدن دانش تا دیوارکشیهای اداری؛ دعوتی است به این که با این میراث، نه به مثابه شیء که به مثابه «امکان اندیشیدن» مواجه شویم. هفدهمین آیین بزرگداشت حامیان نسخ خطی با شعار «میراث دیروز، اندیشه امروز» شانزدهم شهریور سال جاری، به همت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی و سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، برگزار خواهد شد. این یادداشت همچنین استقبالی است از این آیین.
* * * *
در روزگاری که بخش بزرگی از زندگی ما در جهان دیجیتال میگذرد و دسترسی به اطلاعات، بیش از هر زمان دیگری سریع و آسان شده است، سخن گفتن از نسخههای خطی شاید در نگاه نخست یادآور جهانی دور، خاموش و متعلق به گذشته باشد؛ جهانی از کاغذهای کهنه، حاشیههای دستنویس، مرکبهای رنگباخته و کتابهایی که در قفسه کتابخانهها، گنجینهها و مجموعههای خصوصی آرام گرفتهاند. این تصویر، بخشی از واقعیت نسخههای خطی است، اما چه بسا از حقیقت مهمتری غفلت دارد: نسخه خطی یکی از مهمترین صورتهای حضور گذشته در زمان حال است.
ممکن است تصور کنیم اهمیت نسخه خطی صرفاً در محتوای آن است. اگر نسخهای از یک اثر فلسفی، پزشکی، نجومی، تاریخی یا ادبی در اختیار داشته باشیم، گمان میکنیم وظیفه ما این است که متن آن را بخوانیم و تصحیح و منتشر کنیم. این کار البته ضروری است، اما همه ماجرا نیست. نسخه خطی، علاوه بر متن، «بافت» نیز دارد؛ بافتی که نشان میدهد یک اثر چگونه تولید، انتقال، مصرف و تفسیر شده است. برای مثال، در یک نسخه خطی فلسفی گاه یک حاشیه کوتاه از متن اصلی مهمتر میشود. ممکن است عالمی در حاشیه کتاب، با یک جمله، خوانش خاصی از یک مسئله را رد یا تأیید کرده باشد؛ جملهای که نشان میدهد یک مفهوم چگونه در مدرسهای، شهری یا دورهای خاص فهمیده میشده است. گاهی نیز یک یادداشت مالکیت، مسیر جابهجایی کتاب را روشن میکند: کتابی که از مدرسهای در نیشابور به کتابخانهای در اصفهان رفته، سپس سر از هرات درآورده و سرانجام پشت گوش ما در تهران یا استانبول جای گرفته است. این مسیرها، نقشههای پنهان گردش علم و فرهنگاند. …









