
بعد از سفرهای عاصم منیر، وزیر خارجه عمان و وزیر خارجه قطر به تهران، آیا میتوان گفت مذاکرات درباره تنگه هرمز از مرحله میانجیگری سیاسی وارد مرحله توافق اجرایی شده است؟ اگر بله، اولین نشانه عملی آن در روزهای آینده چه خواهد بود: ایجاد کریدور محدود کشتیرانی، کاهش محدودیتهای عبور، یا اعلام سازوکار مشترک ایران و عمان؟
من بعید میدانم که در مرحله کنونی و با این حجم از اختلافاتی که بین مواضع دو طرف وجود دارد بتوان گفت امر، پیشرفت کرده است. به نظرم میانجیگری حداکثر برای جلوگیری از افزایش تنش نظامی کاربرد داشته است. پیشروی در مذاکرات، نیازمند نزدیک شدن مواضع یا تولید یک راهحل مبتکرانه جدید است. این امر هم بعید است با میانجیگری و انتقال پیام رخ دهد. انتقال پیام در ذات خود نوعی تقابل، بیتفاوتی نسبت به موضوع و عدم انعطاف را برای همگان و به ویژه طرفین تداعی میکند. شاید در بدو امر و در اوج تنش؛ برای ایجاد آتشبس، جلوگیری از افزایش تنش و نوعی «آتشنشانی کردن سیاسی» مفید باشد، ولی برای رسیدن به نتیجه و آن هم نتیجه پایدار تعیین کننده بسیار بعید است، مفید باشد. هر دو طرف اصلی این منازعه و کشاکش اظهار بینیازی از هرگونه توافق، مواضع صلب، تمایل برای تحمیل نظر خود به نتیجه مذاکرات و اعلام پیروزی را به عنوان روایت خود برگزیدهاند که خود این روایت به طور اساسی مانع رسیدن به نتیجه پایدار خواهد شد. ضمن اینکه فشارهای بیرونی بهخصوص از سوی رژیم اسرائیل و حامیان آن در داخل جامعه و دولت ایالات متحده را نباید دست کم گرفت. البته فشارهای داخلی و خارجی دیگری هم وجود دارد که باید در حاشیه به موضع مذاکراتی و اجرایی طرفین افزود. به ویژه اگر در هر طرفی ابتکار عمل و انعطاف برای رسیدن به نتیجه یک امر ضد امنیت و منافع ملی قلمداد شود کار حتما بسیار دشوار خواهد شد. اگر ایران حاضر شود در ازای دریافت تضمینهای مشخص، وضعیت …












