
جعفر سلطانی (پژوهشگر اقتصاد سیاسی ) در یادداشت اختصاصی برای انجمن راحل با عنوان «تاثیر جنگ رمضان و بحران تنگه هرمز بر اقتصاد افغانستان» که در اختیار انصاف نیوز قرار داد، نوشت:
در تاریخ معاصر منطقه جنوب غرب آسیا و شمال آفریقا (خاورمیانه)، جنگها همواره با نامهایی گره خوردهاند که گویای ماهیت و پیامدهای آنهاست. “جنگ رمضان” یا همان جنگ اکتبر ۱۹۷۳، نقطه عطفی در منازعات اعراب و اسرائیل بود؛ جنگی که با وجود تلفات سنگین، ابهت نظامی اسرائیل را شکست و معادلات منطقه را برای همیشه تغییر داد. امروز، نیم قرن بعد، بار دیگر این منطقه شاهد جنگی با همین نام است؛ جنگی که در ماه مبارک رمضان آغاز شد، اما این بار ایران در مرکز آن قرار دارد.حمله نظامی گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران که به شهادت رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای، انجامید؛ نه فقط یک تهاجم نظامی، که یک نقطه عطف تاریخی در تحولات منطقه است.
انجمن راحل، با تمرکز پژوهش علمی، کنشگری و فعالیت در حوزه مطالعات افغانستان و مهاجرین افغانستانی در ایران، در این مقطع حساس بر آن شد تا از نگاه نخبگان و شخصیتهای علمی افغانستانی، این رویداد تاریخی را روایت و تحلیل نماید.افغانستان به عنوان همسایه شرقی ایران، کشوری که خود روزگاری آماج حملات ابرقدرتها بوده و هنوز زخمهای جنگ بر پیکره آن باقی است، میتواند خوانشی متفاوت و عمیق از این تحولات ارائه دهد. هدف ما ثبت و ضبط تحلیلهایی است که نه فقط از منظر منافع ملی ایران، که از چشمانداز پیوندهای تاریخی-تمدنی و ریشهها و سرچشمههای مشترک دو کشور به این واقعه مینگرند.این یادداشت اختصاصی تحت عنوان «تاثیر جنگ رمضان و بحران تنگه هرمز بر اقتصاد افغانستان» توسط جعفر سلطانی (دبیر کارگروه اقتصادی انجمن راحل، دانشآموخته فلسفه دانشگاه تهران و پژوهشگر اقتصاد سیاسی)، برای انجمن راحل نوشته شده است.
سلطانی در این یادداشت با نگاهی ژئوپلیتیکی و اقتصادی، به بررسی تأثیر جنگ رمضان و بحران تنگه هرمز بر اقتصاد افغانستان به عنوان کشوری محصور در خشکی پرداخته است. از نگاه وی، افغانستان پس از سال ۲۰۲۱ بهجای اتکا به کریدورهای جنوبی پاکستان (که به دلیل مناقشه مرزی دیورند با کاهش ۹۳ درصدی مبادلات مواجه شد)، به شدت به بنادر ایران (چابهار و بندرعباس) وابسته شده بود؛ وابستگی که با …












