
آلن دوباتن در کتاب درباره خوب بودن در توضیح نظریه «ضعف قدرت» میگوید که بسیاری از ویژگیهایی که ما را شیفته آدمها میکند، در موقعیتهای دیگر میتوانند به همان اندازه آزاردهنده باشند.
به گزارش انصاف نیوز، کمک گرفتن از یک نظریه که تحت عنوان ضعف قدرت شناخته میشود، میتواند در تلاشهای ما برای مهربان بودن مؤثر باشد. شکستهای دوستان، همکاران و شرکا چه بسا عمیقاً آزادکننده باشد. ما بهخاطر مهارتها و شایستگیهای دیگران به آنها نزدیک میشویم ولی پس از چندی چه بسا وجوه نامیدکننده شخصیتشان باشد که در تصویر ما از آنها چرخید.
به اشتباهاتشان نگاه میکنیم و از خود میپرسیم چرا آنها این گونه هستند؟ چرا اینقدر کند و چرا اینقدر غیرقابل اتکا هستند؟ چطور آنها میتوانند اینقدر بد چیزها را توضیح دهند یا لطیفهها را تعریف کنند؟ چرا نمیتوانند رک و راست با اخبار بد مواجه شوند؟ حتی بدتر از آن، احساس میکنیم آنها «میتوانند» تغییر کنند، فقط اگر واقعاً اراده کنند؛ تنها اگر اینقدر میانمایه نبودند…
نظریه ضعف قدرت میگوید ما باید تلاش کنیم که ضعفهای آدمها را بهعنوان وجه منفی قابلیتهایشان ببینیم؛ قابلیتهای خاصی که ما را بهسوی آنها جلب کرده بود. همان قابلیتهایی که در زمانهای دیگر از آنها نفع میبریم، حتی اگر این منافع در حال حاضر، در این وجه منفی، واضح نباشند.
آنچه میبینیم خطای ساده و بیپیرایه آنها نیست، بلکه سایه چیزهایی است که حقیقتاً در وجودشان خوب …













