سایت تابناک / ۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۶
رقیب عشقیام را با چاقو کشتم
شنبه ۲۴ مرداد مرد جوانی به اداره آگاهی پایتخت رفت و گفت: «من مرتکب قتل شدهام میخواهم خودم را معرفی کنم.»

به گزارش تابناک، روزنامه ایران نوشت: شنبه ۲۴ مرداد مرد جوانی به اداره آگاهی پایتخت رفت و گفت: «من مرتکب قتل شدهام میخواهم خودم را معرفی کنم.»
وقتی وی مقابل افسر نگهبان نشست گفت: «چند روز قبل پسر جوانی را که رقیب عشقیام بود با دو ضربه چاقو کشتم و فرار کردم، اما عذاب وجدان گرفتم و آمدم تا خودم را تسلیم کنم.»
با اعلام ماجرا به بازپرس محمد جواد شفیعی وی بازداشت شد و تحقیقات تکمیلی برای بازسازی صحنه جنایت و بررسی صحت روانی متهم به دستور بازپرس شعبه پنجم دادسرای جنایی ادامه دارد.
گفتوگو با متهم
پسر جوان درباره سرنوشت عجیبی که برایش رقم خورده گفت: «من و دو نفر از دوستانم که با هم در یک محله زندگی میکردیم و همکلاسی بودیم برای پولدار شدن و تحقق بخشیدن به آرزوهایمان تصمیم گرفتیم دزدی کنیم؛ تصمیمی اشتباه که آینده هر سه نفرمان را نابود کرد. چند سال قبل با دو نفر از دوستانم موبایل قاپی میکردیم. بعد از چند بار سرقت بدشانسی آورده و هنگام فرار به خاطر اینکه آسفالت خیابان لیز بود تعادلمان را از دست داده و زمین خوردیم و سر بزنگاه دستگیر شدیم. هر سه به زندان افتادیم و به ۱۶ سال حبس محکوم شدیم. من رد مال دادم و رضایت شاکیها را گرفتم و به خاطر مشکلات روحی و روانی که داشتم، بعد از مدتی حبس از زندان آزاد شدم. یکی از همدستانم هم بعد از آزادی به خاطر مشکلات خانوادگی دست به خودکشی زد. سومین عضو باند هم حین سرقت با خودرویی تصادف کرد و جانش را از دست داد.»
ماجرای قتل چیست؟
چند سال قبل، از همسرم جدا شدم و حال خوبی نداشتم. پدر و مادر همسرم خارج از کشور بودند و او برای زندگی در آنجا از من طلاق گرفت. بعد از جدایی حال خوبی نداشتم تا اینکه مهناز را دیدم البته او را از قبل میشناختم، اما این ملاقات دوباره ما را به هم نزدیکتر کرد و یک سالی میشد که رابطه ما صمیمیتر شده بود.
رقیب عشقی از کجا آمد؟
مدتی بود که دوستانم به گوشم میرساندند. حتی یکی از دوستانم در عالم مستی به من گفت که مهناز به او پیشنهاد دوستی داده است ولی من باورم نشد. خواهرم را فرستادم تا با مهناز برای ازدواج با من صحبت کند. مهناز در آرایشگاه خواهرش کار میکرد روزی که خواهرم به آنجا رفته بود با خواهر مهناز دعوایش شد و کار به درگیری شدید کشید آنها هم از خواهرم شکایت کردند.
چرا خودت با مهناز صحبت نکردی؟
صحبت کردم به او گفتم دست از کارهایش بردارد، اما بیفایده بود و درنهایت متوجه شدم با مرد جوانی در ارتباط است. شماره آن مرد را پیدا کردم و تلفن زدم از او خواستم دست از سر مهناز بردارد، اما قبول نکرد و من هم به او گفتم بهتر است حضوری صحبت کنیم.
شب حادثه چه اتفاقی افتاد؟
من، چون در مغازه خرید و فروش مواد غذایی کار میکنم یک چاقو داشتم که میخواستم برای تعمیر ببرم و آن در جیبم بود. شب حادثه با دوستم به محل قرار رفتم و مقتول هم با دوستش سوار بر موتورسیکلت آمد. بعد سر مهناز باهم بحث مان شد. گفتم تنها دلخوشیام در زندگی مهناز است و میخواهم با او ازدواج کنم، اما او توجهی نکرد. من هم که عصبانی شده بودم دو چاقو به سمتش پرتاب کردم که منجر به مرگش شد.
اعتیاد داری؟
چند سال قبل ماده مخدر کمیکال مصرف میکردم، اما بعد از آن قرص و متادون میخوردم.
بخشش پسری که پدر ثروتمندش را به قتل رساند
سایت برترینها / ۱ ساعت قبل
پسری که پدر فوق ثروتمندش را به قتل رسانده است با گذشت تنها دختر خانواده به عنوان ولی دم، از قصاص نجات پیدا کرد.
اعتمادآنلاین: پسری که پدر فوق ثروتمندش را به قتل رسانده است با گذشت تنها دختر خانواده به عنوان ولی دم، از قصاص نجات پیدا کرد.
پسری که پدر فوق ثروتمندش را به قتل رسانده است با گذشت تنها دختر خانواده به عنوان ولی دم، از قصاص نجات پیدا کرد.
متهم مدعی بود مادرش که زنی پرتغالی است قبلاً به او گفته بود پدرش دختر کوچک خانواده را مورد آزار و اذیت قرار داده است و همین باعث شده آنها از ایران مهاجرت کنند. او این گفتههای مادرش را انگیزه اصلی قتل اعلام کرده بود.
خرداد ۱۴۰۳ نگهبان یک برج مسکونی در زعفرانیه در تماس با پلیس بازگو کرد که از خانه یکی از همسایهها بوی تعفن میآید. پس از اعزام ماموران به محل و ورود به خانه با جسد پتوپیچ مرد میانسالی به نام خسرو مواجه شدند که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بود.
در ادامه تحقیقات مشخص شد، آخرین کسی که به خانه مقتول ورود داشته پسرش بوده است. بنابراین او بازداشت شد و به قتل پدرش با همدستی دوستش اعتراف کرد.
در ابتدای جلسه محاکمه همسر اروپایی و دختر مقتول نیز حضور داشتند. دختر جوان به قاضی گفت: «من و مادرم از مدتی قبل در اروپا زندگی میکنیم اما برای شرکت در این جلسه به ایران آمدیم و برای قاتل پدرم درخواست قصاص دارم.»
سپس پسر مقتول به عنوان متهم ردیف اول به جایگاه رفت و گفت: «من پدرم را کشتم چون مهدورالدم بود. من سالها در هندوستان درس خواندم و با دوستم نوید همانجا آشنا شدم، وقتی به ایران برگشتیم با پدرم اختلاف پیدا کردم و در خانهای جدا زندگی میکردم. از چند ماه قبل از این جنایت تصمیم به قتل گرفتم و به دوستم گفتم، قرار بود در ازای این کار دو هزار دلار به نوید پرداخت کنم. روز حادثه پدرم به من پیام داد که ماشین لکسوس را بیاور و ۲۰۶ را ببر، من هم با نوید به خانهاش رفتیم. نوید دستان پدرم را گرفت و من هم با چاقو ۱۰ ضربه به او زدم و بعد هم یک دستبند و انگشتر طلا و یک دندان شیر که مال خودم بود و دو هزار دلار از گاوصندوق پدرم برداشتیم و رفتیم.»
قاضی پرسید: «چرا فکر میکردی پدرت مهدورالدم است؟»
متهم جواب داد: «چند وقت پیش مادرم گفت پدرت خواهرت را آزار داده و خواهرم هم با زدن رگهایش دست به خودکشی زده است.»
پس از آن نوید که اتهام معاونت در قتل داشت به جایگاه رفت و گفت: «چند شب قبل از ماجرا، شهاب با دوستدخترش به خانه ما آمده بود و موضوع آزار خواهرش از سوی پدر را مطرح و مرا برای قتل پدرش متقاعد کرد. با این حال چون ما معمولاً کوکایین و ماریجوانا مصرف میکردیم، فکر کردم شاید تحت تاثیر مواد چنین تصمیمی گرفته است؛ از او خواستم فعلاً دست نگه دارد اما شب وقتی برای تعویض خودرو به خانه پدرش رفتیم، شهاب به اتاق او رفت که صدای پدرش را شنیدم و وارد اتاق که شدم، دیدم شهاب پدرش را روی زمین انداخته و با چاقو ضربات متعددی را به او میزند. بعد هم بلند شد و گفت جسدش را داخل پتو بپیچیم و از خانه بیرون ببریم اما منصرف شدیم و خودمان لباسهایمان را عوض کردیم و رفتیم.»
قاضی پرسید: «دو هزار دلار را گرفتی؟»
متهم جواب داد: «نه، فقط چون برای خود شهاب سفارش کوکایین داده بودم، دو هزار دلار را به فروشنده مواد دادیم.»
در ادامه وکیل شهاب به قضات گفت: «یک سال پیش از حادثه مادر و خواهر موکلم از ایران رفته بودند و او تنها بود. متهم گفته در کودکی به دست یکی از دوستان پدرش مورد آزار قرار گرفته و فرد خاطی محکوم هم شده است. موکلم گفته وقتی موضوع آزار خواهرش را شنیده، چنین تصمیمی گرفته است.»
پس از آن دختر مقتول به جایگاه رفت و گفت: «هیچگاه پدرم مرا آزار نداده بود. برادرم قطعاً به خاطر من دست به جنایت نزده است. او مدام مواد مصرف میکرد. او خراشهای سطحی روی دستم را دیده بود اما برایش اهمیتی نداشت که بداند چرا من روی دستانم تیغ میکشم. این کار برای من عادت شده بود مثل ناخن جویدن و اصلاً ربطی به خودکشی ندارد. برادرم تا زمانی که پدرم برایش خرج میکرد و به او مواد میرسید، رابطه خوبی با پدرم داشت و فقط دنبال پول و ثروت بیشتر بود.»
وکیل دختر جوان هم گفت: «به نظر میرسد انگیزه متهم فقط پول بوده است، چراکه متهم بارها دستگاههای چندصدمیلیاردی کارخانه پدرش را با قیمت چنددهمیلیاردی فروخته تا بتواند مواد مصرف کند. او مدعی است نیاز مالی ندارد اما مدام در فکر گرفتن پولهای میلیاردی از پدرش بود. در ضمن متهم و همدستش در ابتدا انگیزهشان از قتل را موضوع دیگری مطرح کرده بودند اما در زندان یاد گرفتهاند که بگویند قربانی مهدورالدم بود.»
شهاب در آخرین دفاعش گفت: «من نیازی به پول نداشتم؛ از کودکی هرچه میخواستم پدرم به من میداد، من همه دنیا را گشتهام نیازی به سرقت از پدرم نداشتم.»
با پایان جلسه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند و شهاب را به قصاص و دوستش را به 25 سال حبس محکوم کردند. در حالی که حکم در دیوان عالی کشور تایید شده بود، خواهر شهاب تصمیم گرفت گذشت کند. او گفت: «من پدرم را از دست دادم و حالا نمیخواهم داغدار تنها برادرم باشم. برای همین گذشت بی قید و شرط میکنم.»
با توجه به این گذشت، کیفرخواست جدید علیه شهاب و دوستش نوید صادر شد تا به لحاظ جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه بروند. آنها در شعبه 5 یک بار دیگر محاکمه شدند. شهاب گفت: «من پدرم را کشتم و به خاطر این مساله خیلی ناراحتم و پشیمان هستم. از اینکه چنین وضعیتی برای خانواده درست کردم پشیمان هستم.»
او درباره سرقت هم گفت: «من اتهام سرقت را قبول ندارم چون اصلاً سرقتی در کار نبود. هرچه برداشتم برای خودم بود و از اموال پدرم چیزی برنداشتم.»
سپس متهم ردیف دوم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: «من از اینکه شهاب قصد کشتن پدرش را داشته، خبر نداشتم. قبلاً دراینباره حرفی زده بود اما من فکر نمیکردم این کار را بکند.»
متهم گفت: «شهاب اصلاً قبول ندارد که سرقت کرده است. پس چطور به من اتهام معاونت در سرقت وارد میکنید؟ من اتهامات را قبول ندارم.»
متهمان پرونده شهادت جوان بسیجی، پرتاب نارنجک را انکار کردند
سایت خبرفوری / ۱ ساعت قبل
پرونده شهادت مامور بسیج که در حوادث چهار سال قبل با پرتاب نارنجک جانش را از دست داد، در دادگاه کیفری استان تهران رسیدگی شد.
این مامور بسیج در حوادث آبان 1401 به شهادت رسید. بررسیها نشان داد فردی با پرتاب نارنجک به سمت مامور بسیج که زیر پل ستارخان مشغول انجام وظیفه بود باعث مرگ او شده است. ماموران پس از انجام تحقیقات اولیه و ردیابیهای صورتگرفته به مرد جوانی مظنون شدند که پیشتر بازداشت و آزاد شده بود و در نهایت 15 ماه بعد از حادثه این متهم به نام فرهاد و سه همدستش شناسایی و بازداشت شدند. با صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به دادگاه ارسال شد. در جلسه رسیدگی وکلای متهمان ایراداتی متوجه تحقیقات کردند و در نهایت در جلسه دوم دوباره پرونده به شعبه 5 بازگردانده شد. به این ترتیب متهمان یک بار دیگر محاکمه شدند.
خانواده بسیجی شهید اعلام کردند درخواست قصاص دارند. سپس متهم دریف اول در جایگاه قرار گرفت. فرهاد گفت: من اتهام را قبول ندارم و اصلاً در آن مکان نبودم. من را 15 ماه بعد از حادثه در محل کارم بازداشت کردند. قبلاً هم بازداشت شده بودم اما بعد از گذراندن دوران حبسم آزاد شدم. این بار به دلیل واهی مرا گرفتند.
متهم ادامه داد: همهچیز نشان میدهد عامل قتل من نیستم ولی نمیدانم چرا بازپرس اینقدر اصرار دارد. گفتهاند من و دوستانم نارنجک داشتیم و به سمت پل ستارخان رفتیم در حالی که اینطور نیست؛ در آن درگیریها من و دو نفر دیگر از جمله دوستدخترم سوار موتور بودیم و داشتیم از دست ماموران فرار میکردیم. چند بسیجی دنبال ما بودند، در بزرگراه موتور پیچید و ما سه نفری زمین خوردیم. اگر ما نارنجک داشتیم که منفجر شده بودیم! آنها با همان زمین خوردن، ما را بازداشت کردند. بعد هم من زندانی شدم. چند ماه بود آزاد شده بودم و سر کار میرفتم که دوباره مرا گرفتند.
در ادامه وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: بعد از شهادت مامور بسیج پلیس تحقیقات گستردهای انجام شده اما به جایی نرسیده بود. 15 ماه بعد از حادثه فردی به شعبه بازپرسی مراجعه کرده و مدعی شده بود میداند چه کسانی نارنجک پرت کردهاند. او گفته بود روز حادثه سه نفر موتورسوار را در اتوبان یادگار و نزدیک پل ستارخان گرفته بود که نارنجک دستساز داشتند و حالا آنها آزاد شدهاند. ماموران هم سراغ موکل من رفتند و او را بازداشت کردند و از طریق او متهمان دیگر هم شناسایی و بازداشت شدند. موکل من با توجه به شرایطی که در بازداشتگاه داشته، به قتل اعتراف اما بعد آن را انکار کرده و مدارک هم همین را نشان میدهد. موکل من به دلیل تحمع غیرقانونی زندانی شده بود و در محل حادثه هم بازداشت نشده است. بررسی تلفن همراه او و نقطهزنیها نشان میدهد محلی که او در زمان انفجار مامور بسیج بوده پل ستارخان نبوده و در منطقه آذربایجان بوده است. پیامهایی که به متهم ردیف دوم داده است هم نشان میدهد حتی متهم ردیف دوم هم در منطقه ستارخان نبوده است. دوربینهای مداربسته نیز تصویری از موکل من ضبط نکردهاند.
او ادامه داد: دادگاه از بازپرس خواسته بود نقطهزنی دقیق را روی نقشه مشخص کند و از طریق تلفن همراه موکل مشخص شود او دقیقاً در کدام بخش خیابان آذربایجان بوده و با چه کسانی چه تماسهایی داشته اما بازپرس این کار را نکرده است. موشکافی لازم در این زمینه انجام نشده و به دستور دادگاه گوش نکردهاند. درخواست دارم با توجه به ابهامات زیادی که همچنان در پرونده وجود دارد موکل من تبرئه شود.
سپس سه متهم دیگر در جایگاه قرار گرفتند. آنها هم گفتند هنگام شهادت مامور بسیج آنجا نبودند و تلفن همراهشان این موضوع را تایید میکند.
در پایان قضات برای بررسی پرونده وارد شور شدند.
قتل هولناک سه عضو خانواده با انگیزه اختلاف خانوادگی
سایت فرتاک / ۲ ساعت قبل
یک مرد در پی اختلاف خانوادگی، سه عضو خانواده همسرش را به قتل رساند و پس از فرار دستگیر شد.
به گزارش فرتاک نیوز، فرمانده انتظامی شهرستان نور از دستگیری مردی خبر داد که در پی یک اختلاف خانوادگی، پدر، مادر و برادر همسرش را با شلیک گلوله به قتل رسانده بود.
سرهنگ سعید مهدوی در تشریح جزئیات این حادثه اظهار کرد: پس از دریافت گزارشی درباره وقوع تیراندازی و قتل اعضای یک خانواده در یکی از روستاهای منطقه ناتلکنار شهرستان نور، موضوع به صورت ویژه در دستور کار مأموران پلیس آگاهی قرار گرفت.
مأموران پس از حضور در محل حادثه دریافتند سه عضو یک خانواده شامل پدر، مادر و برادر همسر متهم بر اثر شلیک گلوله جان خود را از دست دادهاند. بررسیهای اولیه همچنین نشان داد عامل جنایت پس از ارتکاب قتل از محل متواری شده است.
فرمانده انتظامی شهرستان نور ادامه داد: مأموران پلیس با انجام اقدامات اطلاعاتی و تخصصی موفق شدند متهم را شناسایی کنند. در ادامه، عملیات دستگیری وی در دستور کار قرار گرفت و متهم در یک عملیات ضربتی توسط پلیس دستگیر شد.
به گفته مهدوی، متهم پس از دستگیری در جریان تحقیقات، انگیزه خود از ارتکاب این جنایت را اختلافات خانوادگی عنوان کرده است. تحقیقات درباره ابعاد مختلف این پرونده و جزئیات بیشتر حادثه ادامه دارد.
حتما بخوانید: اصول صحیح نوشیدن آب در فصل گرما؛ جرعهجرعه بنوشید پف و تیرگی زیر چشم؛ دلایل و راهکارهای ساده برای داشتن چشمهایی شاداب قیمت ارز امروز ۲۸ مرداد؛ دلار و یورو چند شد؟
قتل پدر، مادر و برادر همسر با اسلحه
سایت تابناک / ۳ ساعت قبل
مردی که مادر، پدر و برادر همسرش را با شلیک گلوله در شهرستان نور کشته بود دستگیر شد.
به گزارش تابناک به نقل از رکنا، فرمانده انتظامی شهرستان نور از دستگیری مردی خبر داد که در پی اختلاف خانوادگی، پدر، مادر و برادر همسرش را با شلیک گلوله به قتل رسانده بود.
سرهنگ سعید مهدوی در تشریح این خبر اظهار کرد: در پی دریافت گزارشی مبنی بر تیراندازی و قتل اعضای یک خانواده در یکی از روستاهای منطقه ناتل کنار شهرستان نور، موضوع به صورت ویژه در دستور کار پلیس آگاهی قرار گرفت.
وی افزود: ماموران با حضور در محل وقوع جرم دریافتند قاتل پدر، مادر و برادر همسرش را با شلیک گلوله به قتل رسانده و پس از ارتکاب جنایت از محل متواری شده است.
فرمانده انتظامی شهرستان نور تصریح کرد: متهم پس از شناسایی در عملیات ضربتی پلیس دستگیر شد و در اعترافات خود، انگیزه قتل را اختلاف خانوادگی عنوان کرد.