
به گزارش رکنا، سامانی میگوید: «یکی از نکاتی که در این پرونده باید به آن توجه کنیم، خونسردی زیاد این فرد است؛ زمانی که در دادگاه درباره اتفاقات صحبت میکند و جزئیات جنایتهایش را بیان میکند، در برابر واکنش خانوادهها و آشفتگی آنها، بسیار خونسرد به نظر میرسد.»
اما این خونسردی لزوماً یک معنای مشخص ندارد و از نظر روانشناختی میتوان چند احتمال را درباره آن مطرح کرد. مهار شدید هیجان
دکتر سامانی یکی از احتمالات را مهار شدید هیجان میداند:«ممکن است با نوعی مهار شدید هیجان مواجه باشیم؛ یعنی فرد به شکلی هیجانهای خودش را سرکوب یا منجمد کرده باشد و دسترسی محدودی به هیجانهای اصلی خودش داشته باشد.» گسست تجربه عاطفی
احتمال دیگر، گسست تجربه عاطفی است.
سامانی توضیح میدهد: «در گسست تجربه عاطفی، فرد ممکن است به شکل ناخودآگاه برای اینکه درد روانی کمتری را تجربه کند، دسترسی خودش به تجربههای هیجانی را کاهش دهد.»
آیا پای ویژگیهای سایکوپاتیک در میان بود؟
در کنار این دو احتمال، موضوع نبود همدلی نیز مطرح میشود؛ ویژگیای که در برخی شخصیتهای سایکوپاتیک دیده میشود.
با این حال، دکتر سامانی تأکید میکند که نمیتوان صرفاً براساس رفتارهای ثبت شده در دادگاه، درباره وضعیت روانی غلامرضا خوشرو یک تشخیص قطعی ارائه کرد.
او میگوید: «برای اینکه بتوانیم تحلیل دقیقتری داشته باشیم، باید جزئیات زیادی را در قالب مصاحبه روانپزشکی و روانشناختی با خود فرد داشته باشیم که متأسفانه در دسترس نیست.»
بنابراین، آنچه در این بررسی مطرح میشود تحلیل احتمالی رفتارهای ثبت شده در پرونده است، نه تشخیص قطعی روانپزشکی. «خفاش شب» چگونه هویتهای مختلف میساخت؟
یکی دیگر از ویژگیهای قابل توجه در پرونده غلامرضا خوشرو، استفاده از نامها و روایتهای مختلف درباره زندگی شخصیاش بود.
دکتر سامانی میگوید: «او خودش را با اسامی مختلف معرفی میکرد و برای فریب دادن دیگران، شغلهای متفاوتی برای خودش میساخت؛ شغلهایی که از نظر اجتماعی پذیرفته شده بودند؛ مانند مترجم، پزشک، معلم یا حتی فردی که خارج از کشور زندگی کرده است.»
از نگاه این روانشناس، …








![[کامران نرجه] ذینفعان تأمین اجتماعی صبور باشند](/news/u/2026-08-23/ettelaat-n4nc3.jpg)


