
به گزارش رکنا به نقل از فارس ، «در جنوب چمنزار کاخ سفید اشکریزان ایستاده بودم. اشک از گونههای بیش از ۲۰۰ نماینده مطبوعات نیز سرازیر شده بود… سعی داشتم اوضاع را عادی وانمود کنم و با وجود سوزش شدید، از مالش چشمانم خودداری نمایم.» این توصیف جیمی کارتر، رئیسجمهور وقت آمریکا، از آخرین سفر رسمی محمدرضا پهلوی به واشنگتن در آبان سال ۱۳۵۶ (۴۹ سال قبل) است؛ رویدادی که قرار بود نمایش مقتدرانه روابط استراتژیک دو کشور باشد، اما در همان گام نخست زیر دود گاز اشکآور و صدای شعارهای ضد حکومتی به رسوایی دیپلماتیک بدل شد.
تشریفات استقبال رسمی روی چمنزار جنوبی کاخ سفید به صحنه نبردی علنی میان دو جناح تبدیل شده بود. از یک هفته پیش از ورود شاه، نزدیک به چهار هزار دانشجوی معترض که از بیم شناسایی توسط عوامل ساواک ماسک بر چهره داشتند، در پارک لافایت مجاور کاخ سفید تجمع کرده و شعار میدادند. در مقابل، سفارت ایران به دستور مستقیم اردشیر زاهدی و با اعتبارات ویژه بانک ملی نیویورک، هزینه بلیت هواپیما، هتل و غذای حدود ۱۵۰۰ نفر از جمله دانشجویان نظامی را پرداخت کرده بود تا در میدان «الیپس» جنوب کاخ سفید به طرفداری از شاه شعار دهند.
پلیس واشنگتن برای متفرق ساختن مردم دست به پرتاب قوطیهای گاز اشکآور زد. وزش باد نابهنگام، دود غلیظ و سوزان شیمیایی را درست به سمت تریبون استقبال کشاند.
محمدرضا پهلوی در حالی که عطسه میکرد و به دشواری نفس میکشید، نطق خود را ایراد کرد و کارتر نیز با چشمان اشکبار به سخنان او گوش داد؛ تصاویری که به صورت زنده از تلویزیونهای سراسر جهان مخابره شد و بازتاب آن در داخل ایران، دلگرمی بزرگی برای مخالفان رژیم پهلوی ایجاد کرد.
جدا از پوشش خبری رسوایی استقبال، پشت درهای بسته تالار مذاکرات با حضور ماندل معاون رئیسجمهور، سایروس ونس وزیر امور خارجه و برژینسکی مشاور امنیت ملی، معاملهای سرنوشتساز در جریان بود. سایروس ونس اهداف سهگانه واشنگتن را جلب موافقت شاه برای اتخاذ موضعی میانهرو در اجلاس آتی اوپک جهت ثبات بهای نفت، حفظ روابط ویژه و تنظیم طرح تسلیحاتی ایران میدانست. کارتر، شاه را زیر فشار گذاشت تا مانع افزایش قیمت نفت شود؛ شاه نیز با وجود …











