لیلا پایدار- یک سال گذشته برای دستگاه دیپلماسی ایران، تنها دوره پیگیری مناسبات معمول خارجی نبود؛ جنگ و بحرانهای منطقهای، وزارت امور خارجه را در برابر آزمونی متفاوت قرار داد. از نخستین ساعات حمله و رایزنی با کشورهای منطقه و سازمانهای بینالمللی تا تلاش برای حفظ مسیرهای ارتباطی و در نهایت ورود به مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا، دیپلماسی ایران یکی از پرتحرکترین مقاطع خود را پشت سر گذاشت؛ مسیری که در نهایت به شکلگیری یک یادداشت تفاهم انجامید.
از نخستین ساعات جنگ؛ دیپلماسی در کنار میدان
با آغاز حمله، وزارت امور خارجه عملاً وارد یک دوره دیپلماسی فشرده شد. صدور بیانیه، مکاتبه با سازمان ملل و برقراری تماس با کشورهای منطقه، از نخستین اقداماتی بود که برای تبیین مواضع ایران و تشریح ابعاد حمله انجام شد.
در همان ساعات ابتدایی، رایزنی با کشورهای منطقه نیز اهمیت ویژهای پیدا کرد. موضوع حضور پایگاههای نظامی آمریکا در برخی کشورهای منطقه و احتمال هدف قرار گرفتن این پایگاهها، از جمله مسائلی بود که در تماسهای دیپلماتیک تهران با پایتختهای منطقه مطرح شد.
هدف این رایزنیها، در عین حال که انتقال پیام ایران بود، جلوگیری از تبدیل شدن بحران به یک جنگ فراگیر منطقهای عنوان شد.
آتشبس نه؛ پایان جنگ
یکی از محورهای مهمی که در روایت عراقچی از این دوره مطرح شده، تفاوت میان «آتشبس» و «پایان جنگ» است.
در روزهای نخست، ایران درخواست آتشبس را بهعنوان هدف اصلی خود دنبال نکرد و تأکید بر این بود که توقف موقت درگیریها نمیتواند تضمینکننده پایان بحران باشد. نگرانی اصلی این بود که یک درگیری متوقف شود و پس از مدتی دوباره تکرار شود.
به همین دلیل، مسیر دیپلماسی به سمت یافتن راهی برای پایان پایدار جنگ حرکت کرد؛ موضوعی که در ادامه، زمینه ورود میانجیها و شکلگیری مذاکرات را فراهم کرد.
همسایگان در روزهای بحران
جنگ، روابط ایران با کشورهای همسایه را نیز در معرض یک آزمون جدی قرار داد. با وجود پیچیدهتر شدن شرایط منطقه، ارتباط تهران با بخش قابل توجهی از کشورهای پیرامونی حفظ شد.
کشورهایی در آسیای مرکزی، قفقاز، افغانستان، پاکستان، ترکیه و عراق، علاوه بر مواضع سیاسی خود، در برخی موارد برای عبور ایرانیان در راهمانده و انتقال کالاها و نیازهای کشور همکاری کردند. …












