دکتر محمدجواد حق شناس. اگر استفاده از تعابیری مانند «شیاد» برای نقد یک متفکر نادرست است، پاسخ دادن با تعابیری چون گستاخی، نادانی یا بیادبی نیز کمکی به بهبود کیفیت گفتوگو نمیکند. در چنین فضایی، به جای شکلگیری یک بحث فکری، شاهد تبدیل آن به نزاعی رسانهای و شخصی خواهیم بود.
در اینجا میتوان به یک معیار راهنمای قرآنی نیز اشاره کرد. : «وَجادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ». این آیه نه نفی گفتوگو، بلکه تأکید بر کیفیت آن است. اختلاف نظر امری طبیعی است، اما شیوه بیان آن بخشی از مسئولیت اخلاقی و فکری ماست.
بر این اساس ، شریعتی را نه باید بر عرش نشاند و نه بر فرش کوبید؛ باید او را در جایگاه درستش در تاریخ نشاند. باید به قدر ضرورت آثارش را خواند، فهمید، نقد کرد و در صورت لزوم از او عبور کرد. اما شاید مهمتر از داوری درباره شریعتی، این باشد که ببینیم خود ما چگونه با میراث فکریمان و با یکدیگر گفتوگو میکنیم.
در نهایت، جامعه ایران امروز بیش از آنکه نیازمند داوریهای تازه درباره جزئیات زندگی یا ایمان شریعتی باشد، نیازمند نمونههایی از گفتوگوی اخلاقی، عالمانه و مسئولانه است. اگر این مناقشه قرار است دستکم فایدهای داشته باشد، باید ما را به این درک برساند که نقد اندیشه میتواند صریح و جدی باشد، اما بینیاز از توهین است؛ و اختلاف نظر، اگر با احترام و انصاف همراه شود، میتواند به سرمایهای برای جامعه تبدیل شود، نه عاملی برای تشدید شکافها. …












