
موضوع اصلی روانشناسی، ذهن، هیجان، رفتار و روابط است، در حالیکه موضوع اصلی باورهای دینی، خدا، معنای زندگی، اخلاق، رستگاری و غایت انسان است. روش شناخت در روانشناسی مبتنی بر مشاهده، پژوهش، آزمون و ارزیابی تجربی است، اما در باورهای دینی بر ایمان، وحی، عقل، سنت و تجربه دینی استوار است. روانشناسی میپرسد انسان چگونه فکر و رفتار میکند، در حالیکه دین سؤال میکند انسان برای چه زندگی میکند و چگونه باید زندگی کند.
هدف روانشناسی فهم، پیشگیری و درمان مشکلات روانی است، اما هدف دین هدایت، معنابخشی، تعالی اخلاقی و ارتباط با امر مقدس است، بنابراین روانشناسی نمیتواند با روش علمی خود، درباره درستی یا نادرستی همه گزارههای الهیاتی داوری نهایی کند، اما میتواند آثار روانشناختی باورها و رفتارهای دینی را بررسی کند.
باور دینی از چند مسیر میتواند بر زندگی روانی اثر بگذارد. دین میتواند به رنج، مرگ، فقدان و دشواریهای زندگی معنا بدهد. اعتقاد به حمایت الهی، پاداش، بخشایش یا آینده …












