
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، شاید یکی از لذتهای بزرگ کتابخوانها، قدم زدن میان قفسههای یک کتابفروشی، ورق زدن کتابهای تازه چاپ شده و حتی استشمام بوی کاغذ نو باشد؛ تجربهای ساده که برای بسیاری از اهل کتاب بخشی از زندگی روزمره است. اما کتابفروشی فقط یک مغازه برای خرید کتاب نیست. کتابفروشی بخشی از حیات فرهنگی یک جامعه است؛ جایی که اندیشهها در آن به گردش درمیآیند، نویسندگان دیده میشوند، مخاطبان با آثار تازه آشنا میشوند و گاهی یک کتاب میتواند مسیر فکری یک انسان را تغییر دهد.
چالشهای کلیدی و علتهای بحران در بازار کتاب
تعطیلی کتابفروشیها را نمیتوان صرفا در چارچوب تعطیلی یک واحد صنفی یا شکست یک کسب وکار بررسی کرد. وقتی یک کتابفروشی کرکرههایش را پایین میکشد، بخشی از یک زنجیره فرهنگی نیز آسیب میبیند؛ زنجیرهای که از نویسنده و مترجم آغاز میشود و به ناشر، کتابفروش و در نهایت خواننده میرسد.
با این حال، طی سالهای اخیر کتاب بیش از آنکه به عنوان یک نیاز فرهنگی جدی دیده شود، در مواردی به کالایی لوکس و تزئینی تبدیل شده است. تصویری که گاهی در شبکههای اجتماعی از کتاب و کتابخوانی ساخته میشود نیز به این روند دامن زده است؛ کتابهایی که نه برای خواندن، بلکه برای چیدن روی میز، ثبت عکس و تولید محتوای چند ثانیهای به کار میروند.
مشکل زمانی آغاز میشود که کتاب از یک ابزار اندیشه و آگاهی به وسیلهای برای کسب بازدید، لایک و دنبالکننده توسط برخی بلاگرهای مدعی تبدیل شود.
کتابفروشیهایی که تعطیل میشوند
حالا چند روزی است خبرهایی درباره تعطیلی کتابفروشیها در گوشه و کنار کشور شنیده میشود؛ خبرهایی که برخلاف تعطیلی بسیاری از کسب وکارها، معمولا سر و صدای چندانی ایجاد نمیکنند. در تهران، «همیشه» و «چشمه جم» کرکرهها را پایین کشیدهاند؛ در اهواز «سی بوک» تعطیل شده و در بندرعباس «پاپیروس» نیز دیگر فعالیت نمیکند. تعطیلی پی در پی چنین مکانهایی، در نهایت شهر را از فضاهایی برای گفت وگو، اندیشه و ارتباط فرهنگی خالی میکند.
کتاب؛ کالایی که هر روز گرانتر و دست نیافتنیتر میشود
مشکل کتابفروشیها را نمیتوان جدا از وضعیت کلی بازار نشر بررسی کرد. افزایش هزینه کاغذ، چاپ، حمل و نقل، اجارهبها و دستمزدها، …











