
بهگزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری دانشجو، فاطمه پارسایی، مسئله جمعیت در ایران دیگر صرفاً به کاهش یا افزایش تعداد موالید محدود نمیشود. امروز آینده جمعیتی کشور تحت تأثیر مجموعهای از تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قرار گرفته که از تصمیم جوانان برای ازدواج آغاز میشود، با تشکیل خانواده و فرزندآوری ادامه پیدا میکند و در نهایت به پایداری یا فروپاشی خانواده گره میخورد.
کاهش تعداد ازدواجها، افزایش سن تشکیل خانواده، تأخیر در تولد فرزند اول، کاهش تمایل یا امکان فرزندآوری دوم و سوم و در نهایت شکنندگی بخشی از خانوادههای شکلگرفته، حلقههایی از یک زنجیره بههمپیوستهاند؛ زنجیرهای که نتیجه نهایی آن میتواند کاهش تعداد خانوادههای پایدار و محدود شدن ظرفیت بالقوه فرزندآوری در کشور باشد.
طلاق به عنوان یک پدیده اجتماعی، در این میان تنها یک آسیب فردی یا خانوادگی نیست؛ بلکه از منظر جمعیتشناختی میتواند بخشی از مسیر تشکیل خانواده را نیز متوقف کند.
با این حال در سالهای اخیر، سیاستهای جمعیتی عمدتاً بر افزایش موالید و تشویق زوجها به فرزندآوری متمرکز بوده است و پدیده طلاق به عنوان یکی از عوامل موثر بر تغییرات جمعیتی کمتر مورد توجه قرار گرفتهاست.
از آمار در سراشیبی ازدواج تا طلاق بدون عقبنشینی
آمارهای رسمی نشان میدهد که تعداد ازدواجهای ثبتشده در کشور طی سالهای اخیر روندی کاهشی داشته است. این کاهش تنها به معنای ثبت نشدن چند صد هزار واقعه ازدواج کمتر نیست؛ هر ازدواجی که شکل نمیگیرد یا به سالهای بعد موکول میشود، بخشی از فرصت زمانی تشکیل خانواده و فرزندآوری را نیز تحت تأثیر قرار میدهد؛ بهویژه در شرایطی که سن ازدواج افزایش پیدا کردهاست.
از سوی دیگر دادههای رسمی نشان میدهد شاخص میزان طلاق در میان جمعیت متأهل نیز تغییر چندانی نشان نمیدهد و در محدودهای نسبتاً ثابت در نوسان بوده است.
درواقع یک بررسی متوالی در بازه زمانی سالهای ۱۳۹۶ الی ۱۴۰۴ نشان میدهد که تعداد واقعه ازدواج ثبت شده از حدود ۶۱۲ هزار ازدواج در سال ۱۳۹۶ به حدود ۴۳۲ هزار ازدواج در سال ۱۴۰۴ کاهش یافتهاست.
همچنین با بررسی آمار سالیانه طلاق در همین بازه، اگرچه ممکن است گفته شود؛ چون تعداد طلاق در برخی سالهای اخیر کاهش یافته، بنابراین …







