
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجو، سیاستورزی مبتنی بر عقلانیت انقلابی و تراز جمهوری اسلامی، پیش از هر چیز باید بر پایه پذیرش مسئولیت و تبعات تصمیمهای حکمرانی بنا شده باشد. متأسفانه آنچه در ماههای اخیر و بهویژه در اظهارات اخیر معاون اجرایی رئیسجمهور در استانداری گیلان شاهد بودیم، تکرار یک رویه فرسایشی و آسیبزا در ادبیات دولتمردان است. قائم پناه روز گذشته در استانداری گیلان با صراحت مدعی شده است که «رهبری دستور دادهاند جنگ با آمریکا خاتمه پیدا کند، صلح برقرار شود و توافقنامه اسلامآباد نیز به تایید رهبر انقلاب رسیده تا دولت آن را امضا کند.» مهمتر از ارزیابی صحت یا عدم صحت این ادعا، رویکر غلط دولت در تقلیل تصمیمات کارشناسی و دیپلماتیک دولت به «اوامر رهبری» و سپر قرار دادن جایگاه ولایت فقیه برای مصون ماندن از نقدها است. کد ویدیو دانلود ویدیو فیلم اصلی
این نخستینبار نیست که چنین رویکردی از سوی پاستورنشینان اتخاذ میشود. از همان روزهای آغازین تشکیل کابینه و صحن علنی مجلس برای اخذ رأی اعتماد وزرا—که معرفی افراد با تمسک مکرر به تأیید رهبری پیش رفت و استقلال رأی نمایندگان را در تنگنا قرار داد—این نگرانی در میان دلسوزان انقلاب شکل گرفت که نکند دولت محترم بنا دارد بار سنگین تصمیمات، گزینشها و خطمشیهای خود را یکسره بر دوش رهبری بگذارد. اکنون نیز در ماجرای توافقنامههای حساس بینالمللی و سخن گفتن از پایان تخاصم با آمریکا، همان شیوه کهنه با ادبیاتی عیانتر بازتولید شده است.
مرز میان «کسب اجازه و اصرار دولت» با «خواست اصیل رهبری»
سخنان اخیر معاون اجرایی محترم، بیش از آنکه کمکی به اقناع افکار …












