
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، دو سال از آغاز وزارت سیدعباس صالحی در دولت چهاردهم گذشته است و طبیعی است که در سالگرد این حضور، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بخواهد کارنامه خود را برای افکار عمومی روایت کند. مسئله اما نه اصل گزارش عملکرد، بلکه معیارهایی است که برای موفقیت یک وزارتخانه فرهنگی انتخاب میشود.
اگر قرار باشد تعداد سفرهای استانی، دیدار با هنرمندان پیشکسوت، حضور در جشنوارهها، افتتاح چند مجتمع فرهنگی، امضای تفاهمنامه، برگزاری چند رویداد بینالمللی و انتشار اسناد قراردادها را کنار هم بگذاریم و از مجموع آنها نتیجه بگیریم که وزارت ارشاد از «ناظر متمرکز مداخلهگر» به «سیاستگذار، تسهیلگر و حامی» تبدیل شده است، باید پرسید: پس سیاست فرهنگی دقیقاً کجای این کارنامه قرار دارد؟
گزارشهای توفیقات وزیر در واقع بیش از آنکه پاسخ این پرسش را بدهد، تلاش میکند با انباشتن فهرستی از اقدامات، تصویری موفق از دو سال مدیریت فرهنگی ارائه کند؛ در حالی که مسئله اصلی وزارت ارشاد نه تعداد جلسات و سفرها، بلکه میزان اثرگذاری آن بر مسیر فرهنگ و هنر کشور است.
وقتی «از غار بیرون آمدن» تبدیل به دستاورد میشود
گزارشهای رسانهای وزارت فرهنگ و گفتوگوهای وزیر در این روزها طوری روایت میشود که گویی ما از غار درآمدهایم. یعنی اگر منطق این گزارش را بپذیریم، باید فرض کنیم فرهنگ و هنر ایران پیش از این دو سال در نقطهای تاریک و منزوی متوقف بوده و با آغاز دولت چهاردهم ناگهان درهای جهان به رویش باز شده است. اما واقعیت فرهنگ ایران چنین نیست.
این کشور پیش از دولت چهاردهم سینما داشت، تئاتر داشت، موسیقی داشت، ناشر و نویسنده داشت، جشنواره داشت، هنرمند و استاد و دانشگاه داشت و مهمتر از همه مردمی داشت که خودشان تولیدکننده اصلی سرمایه فرهنگی و اجتماعی کشور بودند.
حتی در دو سال گذشته نیز بخش قابل توجهی از اتفاقات مهم فرهنگی و اجتماعی نه به واسطه سیاستگذاری وزارت ارشاد، بلکه به دلیل ظرفیت خود جامعه، هنرمندان، مردم و نهادهای مختلف شکل گرفته است.
اتفاقاً اگر قرار بود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این دو سال «از غار بیرون بیاید»، بهترین فرصت را در اختیار داشت. کشور با جنگهای تحمیلی و بحرانهای امنیتی و اجتماعی مواجه شد؛ اما همین بحرانها در عین تلخی، …











