
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، تباری که حسین جنتی و همفکرانش به آن تعلق دارند، همواره به جای کار روی ایمان و مسئولیتپذیری درونی، در جستوجوی بهانههایی هستند تا شانه از مسئولیت خالی کنند. آنها با غر و لنگ، خودشیفتگی و خودکامگی خود را به رخ میکشند و در همین راستا، کسانی را همسنگ خود همراه میکنند تا صرفاً، فقط و فقط بگویند «ما زیاد هستیم»؛ روایتی که حتی اگر زیاد بودنشان را هم بپذیریم، تأثیر چندانی در عالم هستی و عظمت ملت ایران ندارد!
جایجای گفتوگوی حسین جنتی ریشه در همین تکبر و خودکامگی دارد که در بهترین حالت، آنها را دچار نوعی میانمایگی کرده است؛ میانمایگیای که با آن پز متوسطی میدهند و از کنار مسائل بزرگ عبور میکنند. اما اینکه این پدیده چگونه به انسانی سستعزم تبدیل میشود، در متن سخنانش کاملاً واضح است. جنتی از کسادِ کاسبی دین برای شعرهای خودش رونقبخشی میکند و جامعه مذهبی ایران را قشرنمایی میکند تا خودش و همفکرانش را مبرا از آن جلوه دهد.
او دچار اختلال هویتی بزرگی است که هنوز نتوانسته میان هویتهای ملی و مذهبی خود تعادلی همگون بسازد؛ او درگیر دوقطبیای است که سالهاست در عمل نقض آن ثابت شده است؛ چرا که همین مردم کوچه و خیابانی که وی در تلاش برای جداسازی خود از آنهاست، عامل اصلی حفظ وطن و امنیت کشور بودهاند.
تبارشناسی این شخصیتها برای ما نه در تاریخ اسلام و نه در تاریخ ایران بیگانه نیست. تبار آنها به سستعزمان بخشی از جامعه کوفه در تاریخ و ملیگرایی بیخاصیت روشنفکرانه میرسد که شدیداً دچار خودکامگی و خودشیفتگی حاد هستند. توصیه رهبر شهید به او که «مراقب جوجههای عقیدتی خود باشید» نیز کاملاً درست و به جا بود، چرا که ویژگیهای فردیِ آنها اجازه جامعهپذیری و زیست مؤمنانه در جمع را نمیدهد. خودنمایی پوچ و تحریف حقیقت در برابر اسناد زنده
انسان متکبر و خودشیفته بیشترین نیازش جلب توجه به خودش است. خاطره شعرخوانی در مقابل رهبر شهیدی که شهادتش امروز تبدیل به پرچم بزرگی از آزادیخواهی و مظلومیت بشر معاصر در مقابل خونآشامهای عصر حاضر شده، بهترین فرصت برای این خودنمایی پوچ است. اما خودکامگی حتی اجازه روایت درست و صادقانه از آن دیدار و شعرخوانی را نمیدهد.
او در این مصاحبه رسانهای، روایتی …












