
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری دانشجو، هیچ پدر و مادری، روزی که برای نخستین بار فرزندش را در آغوش میگیرد، نمیداند این کودک قرار است در آینده چه کسی شود. شاید کودکی که امروز در یک خانه کوچک چشم باز میکند، سالها بعد دانشمندی باشد که مرزهای علم را جابهجا کند، ورزشکاری باشد که نام ایران را در جهان مطرح کند، پزشکی باشد که جان انسانها را نجات دهد یا انسانی باشد که در یکی از بزنگاههای مهم کشور، نقش بزرگی ایفا کند.
پدر و مادر بسیاری از چهرههای ماندگار این سرزمین، در روزهای کودکی فرزندشان نمیدانستند چه آیندهای در انتظار اوست. آنها فقط کودکی را میدیدند که نیاز به مراقبت، آموزش و فرصت رشد دارد؛ کودکی که شاید روزی نام بزرگی پیدا کند. حالا تصور کنیم کودکی که هیچوقت فرصت آمدن پیدا نمیکند؛ کودکی که شاید قرار بود یک روز صبح، کیفش را بردارد، لباس مدرسه بپوشد، پشت نیمکتی بنشیند و نخستین قدمها را برای ساختن آینده خودش بردارد، اما هیچوقت به آن روز نمیرسد.
نه به این دلیل که مدرسهای برای او ساخته نشده، بلکه، چون اصلاً متولد نشده است. یا در سوی دیگر ماجرا، کودکی متولد شده، اما به دلایل مختلف نتوانسته راهی مدرسه شود و از فرصت آموزش و ساختن آیندهاش بازمانده است. شاید هیچکس نتواند بگوید جای خالی یک کودک در آینده دقیقاً چه معنایی خواهد داشت، اما آمارهای جمعیتی و آموزشی نشان میدهند که چنین جای خالیهایی در حال بیشتر شدن است.
بر اساس اعلام وزارت آموزش و پرورش، جمعیت دانشآموزی کشور که در سال ۱۳۹۲ حدود ۱۲ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر بود، امروز به ۱۶ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسیده است؛ اما پیشبینی میشود این عدد تا سال ۱۴۱۲ دوباره به حدود ۱۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر کاهش پیدا کند، یعنی در فاصلهای حدود یک دهه، نزدیک به چهار میلیون دانشآموز از جمعیت مدارس کشور کم خواهد شد.
کد ویدیو دانلود ویدیو …













