روزهای پایانی هفته گذشته، میانگین مصرف روزانه بنزین کشور که از ابتدای سال حدود ۱۳۱میلیون لیتر بوده، به حدود ۱۵۰میلیون لیتر و حتی بالاتر رسید. در تهران نیز وضعیت کمسابقهتر بود؛ مصرف روزانه بنزین پایتخت که در شرایط عادی حدود ۲۰ تا ۲۱میلیون لیتر برآورد میشود، به حدود ۲۶ تا ۲۷میلیون لیتر رسید. این میزان مصرف تنها یک افزایش معمول فصلی نبود و فشار قابل توجهی بر شبکه توزیع سوخت وارد کرد. رسیدن مصرف به محدوده ۲۶ تا ۲۷میلیون لیتر به معنای افزایش چند میلیون لیتری تقاضا در یک روز است؛ افزایشی که در شرایط عادی بهسادگی قابل مدیریت نیست. در چنین شرایطی، کاهش توان زیرساختهای لجستیکی شبکه توزیع میتواند حتی در صورت وجود بنزین کافی، وقفههای موقتی در تامین برخی جایگاهها ایجاد کند. بنابراین آنچه در برخی جایگاهها به شکل صفهای طولانی یا کاهش موقت سرعت عرضه مشاهده شد، الزاما بهمعنای خالی شدن مخازن کشور یا کمبود بنزین نبود بلکه افزایش ناگهانی تقاضا، همزمان با محدودیتهای لجستیکی، فشار مضاعفی را بر شبکه توزیع وارد کرد.
شایعهای که به جایگاهها رسید
اما ریشه افزایش مراجعه مردم به جایگاهها را باید در اتفاق دیگری جستوجو کرد؛ شایعات مربوط به قیمت و سهمیه بنزین. در هفتههای اخیر، اخبار و گمانهزنیهای متعددی درباره تغییر قیمت این فرآورده نفتی منتشر شد. برخی ادعاها از تعیین قیمتهای ۵۰هزار یا حتی ۸۷هزار تومان برای بنزین آزاد حکایت داشتند. انتشار چنین اعدادی در شرایطی که بنزین یکی از حساسترین کالاهای مصرفی خانوارهاست، طبیعی بود که نگرانی عمومی ایجاد کند. همزمان با این شایعات، برخی مردم برای اطمینان از دسترسی به سوخت، مراجعه بیشتری به جایگاهها داشتند و بخشی از مصرف نیز بهجای آنکه ناشی از نیاز واقعی باشد، با هدف ذخیرهسازی یا پرکردن باک خودرو انجام شد. در چنین شرایطی، افزایش تقاضا میتواند به عاملی برای شکلگیری صف تبدیل شود. یعنی شایعه کمبود بنزین، مردم را به جایگاه میکشاند. افزایش مراجعه، مصرف را بالا میبرد، افزایش مصرف نیز فشار بر شبکه توزیع را بیشتر میکند و در نهایت صفهای طولانی میتوانند خود به نشانهای برای تقویت همان شایعه اولیه تبدیل شوند.
قیمتهایی که تکذیب شدند …












