
به گزارش جام جم آنلاین؛ بر اساس همین الگو بود که در ایران و جهان سریالهایی تولید شد و به موفقیت رسید که آثار مثل کارآگاه علوی و مجموعه کلانتری همین دست بودند. الگویی که امروزه موفقیت خود را از دست داده است و الگویی دیگر جایگزین آن شده است، اما در ایران هنوز در بر همان پاشنه پیشین میچرخد.
آشنایی با ساختار اپیزودیک و تولید اعتراف میکنم
اخیرا، اما سریالی در شبکه نمایش خانگی منتشر شده که در قسمت اول نشان داده که میخواهد از الگوی جدید پیروی کند. لین سریال که اعتراف میکنم نام دارد به تهیهکنندگی رضا فتحاللهیپور و نیما حسنینسب است و روایت آن به صورت اپیزودیک است که هر قسمت از آن کارگردان و نویسنده مختص به خود را دارد. اعتراف میکنم داستان یک واحد جدید در اداره پلیس است که گروهی به ظاهر نامتجانس، اما کارآمد را در کنار هم جمع کرده است. به همین دلیل هم هست که قسمت اول سریال با اتمام بازسازی محل این دفتر جدید و نشان دادن نتیجه کار توسط پیمانکار به مسئول این واحد آغاز میشود بهانهای مناسب برای نشان دادن دکور و لوکیشنی جدید و متفاوت با آنچه تاکنون از یک اداره آگاهی در ایران دیدهایم.
شروعی متفاوت و پرتاب قلاب داستانی
در جریان همین بازدید هم هست که پیمانکار یه عنوان نماینده مخاطبان که سریال را آغاز کردهاند مانند یک بازپرس با سوال پیچ کردن سرگرد شمس سریال و آنچه را قرار است در این واحد اتفاق بیافتد معرفی میکند. در همین سوال جواب هم هست که سرگرد شمس با بازی پورسرخ قلاب ذهنی سریال را به سمت مخاطب پرتاب میکند، وقتی که پیمانکار میپرسد چرا چنین واحدی ایجاد شد و سرگرد با یادآوری خاطرهای تلخ و دور از دزدیدن و قتل یک دختربچه در محل زندگیاش میگوید و نکته اینجاست که هیچ چیز آنطور که فکر میکنید نیست.
تیم پروندههای راکد و الهام از الگوهای جهانی.
اما سرگرد صمی برای حل کردن پروندههای راکد چه تیمی را دور خود را جمع کرده است؟ بعد از لوکیشن این سریال این تیم دومین نشانه فاصله گرفتن اعتراف میکنم از الگوی مرسوم آثار پلیسی ایران است. واحد پروندههای راکد شامل سرهنگ موفق که به عنوان رئیس کل این واحد ور در جایگاه کاراکتری است که هماهنگیهای بین واحدها را انجام میدهد و معمولا کسی است که مسئولیت از قانون رد شدن …












