
سعیده علیپور
یکی از بحثهایی که این روزها مطرح میشود، انباشت مطالبات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جامعه است. به نظر شما مهمترین مطالبات انباشتهشده امروز جامعه ایران چیست و چرا این مطالبات طی سالها حل نشده یا حتی بیشتر شدهاند؟
به نظر من برای فهم وضعیت کنونی جامعه ایران باید حتی از مفهوم «انباشت مطالبات» هم فراتر برویم و درباره «انباشت مطالبات حلنشده» صحبت کنیم. جامعه فقط مطالبات زیادی ندارد؛ مسئله این است که بخشی از این مطالبات در طول زمان به مسائل مزمن تبدیل شدهاند و در مقابل، نهاد مورد اعتماد برای بیان، مذاکره و حل آنها شکل نگرفته است.
از دید جامعهشناختی، میان سرعت تغییرات جامعه ایران و ظرفیت نهادهای رسمی برای پاسخگویی به این تغییرات شکاف ایجاد شده است. جامعه ایران در چند دهه گذشته از لحاظ تحصیلات، شهرنشینی، دسترسی به اطلاعات، حضور زنان در عرصه عمومی، تغییر سبک زندگی، گسترش شبکههای اجتماعی و آگاهی نسبت به تجربه سایر جوامع تغییرات بسیار بزرگی کرده است. اما همه این تغییرات الزاماً با همان سرعت در قوانین، ساختارهای رسمی، نهادهای مشارکت و سازوکارهای تصمیمگیری منعکس نشدهاند.
به همین دلیل بخشی از جامعه احساس میکند انتظارات و مطالباتش تغییر کرده، اما ساختارهای پاسخگو متناسب با آن تغییر نکردهاند. بنابراین فقط با «نارضایتی» مواجه نیستیم؛ یک شکاف میان انتظارات اجتماعی و امکان تحقق آنها به وجود آمده است.
اگر بخواهم مطالبات انباشتهشده را دستهبندی کنم، یکی از مهمترین حوزهها اقتصاد است. از دید جامعهشناسی فقر فقط فقدان درآمد نیست. وقتی فرد احساس میکند تلاش، تحصیلات و شایستگیاش الزاماً به بهبود موقعیتش منجر نمیشود، مسئله میتواند به احساس بیعدالتی و محرومیت نسبی تبدیل شود. نظریه فشار ساختاری رابرت کی. مرتن هم از همین زاویه قابل استفاده است؛ جامعه اهدافی مانند موفقیت، رفاه و منزلت را به افراد عرضه میکند، اما اگر راههای مشروع و در دسترس برای رسیدن به این اهداف محدود باشد، فشار اجتماعی افزایش پیدا میکند.
حوزه بعدی آزادیهای …












