
کاوه عزیزی
آرمان امروز : سیاست، اگر تنها میدان پیروزی و شکست جناحها باشد، دیر یا زود به بنبست میرسد. اما آنگاه که به هنر ساختن پل میان اختلافها بدل شود، میتواند آینده یک ملت را دگرگون کند. تاریخ، بیش از آنکه فاتحان منازعات سیاسی را به خاطر بسپارد، از آنان یاد میکند که در لحظههای دشوار، آتش اختلاف را به چراغ گفتوگو بدل کردند. ایرانِ امروز نیز بیش از هر زمان دیگری، به چنین نگاهی نیاز دارد.
از همین منظر، «وفاق» را باید مهمترین کلیدواژه دو سال نخست دولت دکتر مسعود پزشکیان دانست؛ سیاستی که در آغاز، نه با تشویق، بلکه با تردید و حتی اعتراض بخشی از نزدیکترین حامیان او روبهرو شد. بسیاری انتظار داشتند پیروزی در انتخابات، به معنای استقرار کامل یک جناح در ساختار اجرایی باشد. همکاری دولت با اصولگرایان میانهرو، تعامل مستمر با مجلس و ادامه حضور برخی مدیران گذشته، برای آنان با منطق رقابت سیاسی سازگار نبود.
اما پزشکیان، از همان ابتدا، صورت مسئله را به گونهای دیگر تعریف کرد. او گویی میخواست میان «پیروزی در انتخابات» و «اداره کشور» خطی روشن ترسیم کند؛ خطی که یک سوی آن رقابت سیاسی است و سوی دیگرش مسئولیت ملی. او بر این باور ایستاد که در روزگار بحران، کشور بیش از آنکه به غلبه یک جریان نیاز داشته باشد، به همافزایی ظرفیتهای موجود محتاج است.
این نگاه، در گذر زمان، با آزمونهای سختی روبهرو شد. اعتراضات داخلی، تنشهای امنیتی، دو مقطع حساس جنگ و فشارهای فزاینده خارجی، هر یک میتوانستند شکافهای سیاسی را عمیقتر کنند و انرژی نظام تصمیمگیری را صرف نزاعهای داخلی سازند. اما آنچه رخ داد، دستکم در سطح کلان، مسیر دیگری بود. تعامل دولت و مجلس ادامه یافت، گفتوگو جای گسست را گرفت و عقلانیت، بر هیجانهای مقطعی غلبه کرد.
در این میان، نباید از نقش مجلس نیز غافل شد. هرچند در ماههای مختلف، صداهای تندرو از استیضاح، تقابل و حتی طرح مباحثی درباره عدم کفایت سیاسی رئیسجمهور سخن گفتند، اما این صداها نتوانستند به راهبرد غالب کشور تبدیل شوند. تأکید مستمر بر حفظ انسجام و ترجیح منافع …












