
حسین گلچین
آرمان امروز : اعتراض به معنای فریاد نیست و گاهی جوامع اعتراض خود را در متن زندگی روزمره نشان میدهد؛ در نوع کار کردن، خرید کردن، پوشش، بیاعتمادی و حتی در تلاش مداوم برای پیدا کردن راهی خارج از قواعد موجود.
از این منظر، آنچه در این نوع جوامع میگذرد را نمیتوان صرفاً مجموعهای از مشکلات اقتصادی و اجتماعی پراکنده دانست. پشت بسیاری از این رفتارها، نوعی تجربه مشترک در حال شکلگیری است: احساس اینکه فرد در ساختار رسمی جامعه، جایگاه و صدای کافی ندارد. جامعهشناسی برای توضیح چنین وضعیتی مفهومی دارد که میتواند به فهم آن کمک کند: «ناجنبش».
ناجنبش برخلاف جنبش اجتماعی کلاسیک، الزاماً سازمان، رهبر، ایدئولوژی یا برنامه مشخص ندارد. افراد ممکن است هیچ ارتباط مستقیمی با یکدیگر نداشته باشند، اما تجربه مشابهی از زندگی داشته باشند. آنها در یک چیز مشترکاند: قواعد رسمی جامعه برایشان فرصت کافی برای حضور، پیشرفت و دیدهشدن فراهم نکرده است. به همین دلیل، اعتراض آنها لزوماً شکل اعتراض به خود نمیگیرد؛ گاهی شکل «زندگی کردن برخلاف نظم موجود» پیدا میکند.
دستفروشی، گسترش مشاغل غیررسمی، بیاعتنایی به برخی قواعد اجتماعی، خروج از کشور یا حتی بیمیلی نسبت به مشارکت رسمی، هرکدام بهتنهایی الزاماً نشانه اعتراض نیستند. اما وقتی این رفتارها در مقیاس وسیع تکرار میشوند، جامعهشناس باید از خود بپرسد چه تغییر اجتماعی پشت آنها قرار دارد.
این پرسش مهمتر از قضاوت اخلاقی درباره این رفتارهاست. ممکن است دو نفر درآمد مشابهی داشته باشند، اما یکی احساس کند آیندهای برایش وجود دارد و دیگری احساس کند هرچه تلاش میکند، هیچ دری به رویش باز نمیشود. تفاوت این دو فقط در میزان درآمد نیست؛ در احساس منزلت و امکان اثرگذاری است. انسانها فقط به رفاه اقتصادی نیاز ندارند. آنها نیاز دارند احساس کنند در جامعه جایگاهی دارند، تلاششان دیده میشود و میتوانند آینده خود را تا حدی شکل دهند. وقتی این احساس از بین میرود، مسئله از نابرابری اقتصادی فراتر میرود و به بحران اجتماعی تبدیل میشود. این همان نقطهای است که «بحران منزلت» شکل میگیرد. یکی از مهمترین ویژگیهای …












