
آرمان امروز : ماههایی که سارتر در جریان ملالِ اضطرابآورِ «جنگ عجیب» در آلزاس مستقر بود، پرشورترین دوران خلاقیت در زندگی او به شمار میرود: علاوه بر ۱۴ دفترچه فلسفی انباشته از پیشنویسهای اولیه کتاب «هستی و نیستی»، سیل روزانهای از نامهها به مادرش، به سیمون دو بووار و به معشوقهاش «تانیا» و همچنین پیشنویس اولیه رمانش «سن عقل» در این دوران نوشته شد. در مجموع، یک میلیون کلمه…
«انتشار «روزنوشتهای جنگ کذایی»ِ ژان پل سارتر با ترجمه فرزام امین صالحی و از سوی نشر خوب، گوهری پنهان از کارنامه فکری و شخصی این فیلسوف نامدار فرانسوی را آشکار میکند؛ متونی که در فاصله سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۰ و همزمان با روزهای رکود و ملالآورِ موسوم به «جنگ عجیب» در پایگاه هواشناسی ارتش در آلزاس به رشته تحریر درآمدهاند. سارترِ غیرنظامی و فردگرا، دور از هرگونه قهرمانبازی یا حس میهنپرستانه افراطی، جنگ را فرصتی طلایی یافت تا با فراغبالی بینظیر، روزانه ۱۰ تا ۱۱ ساعت به خواندن، نامهنگاریهای مفصل با سیمون دوبووار و نگارش پیشنویسِ آثار بزرگی چون «هستی و نیستی» و «سن عقل» بپردازد. او در این دفترچهها، نه به عنوان یک سرباز وظیفهشناس، بلکه به مثابه تماشاگری خودمحور و متفکری غرق در خویشتن ظاهر میشود که سنگینترین بحرانهای تاریخی را به بستر دروننگری و خلق فلسفه پیوند میزند.
این یادداشتها بیش از آنکه گزارشگر رخدادهای میدان نبرد باشند، آزمایشگاهی زنده برای تکوین هستیشناسی اگزیستانسیالیسم سارتر به شمار میروند. او در خلوت سربازخانه و در میان انبوهی از حواسپرتیهای پیرامون، با نگاهی تیزبین و گاه گزنده، اطرافیان، همخدمتیها و چهرههایی چون هماتاقیهایش را زیر ذرهبین میبرد و به سرعت آنها را به کاراکترهایی فلسفی در ذهن خود تبدیل میکند. از نگاه منتقدی چون جان استوراک، سارتر در این صفحات در نقش یک «دلقک اخلاقی» ظاهر میشود که همزمان به نقد ریاکاریهای پیرامونش میپردازد و سرسختانه در پی گریز از بزرگترین هراس اجتماعی خود یعنی «فقدان اصالت» است. با اینحال، تلاشی که او برای سنجش عیار اصالتِ دیگران – از جمله دوستان و معشوقههای سابق- به کار میبندد، اغلب بیشتر بازتابدهنده نظام فکری خودکامه و خودشیفتهوارِ خود اوست تا واقعیت عینی پیرامونش.
ارزش بنیادین …












