
بيش از يک سال است کشور عزيزمان ايران مورد تهاجم هم زمان دو ارتش متجاوز و دو دولت ياغي قرار گرفته است.
اگر چه مدتي است حملات هوايي و موشکي متوقف شده، اما محاصره دريايي تمامعياري که در 47 سال گذشته سابقه نداشته، برقرار شده است.
علاوه بر تداوم تلاشها براي مسدودسازي کامل راههاي صادرات نفت، دولت آمريکا بر خلاف ضوابط وحقوق روابط بينالملل، کارزار سنگيني عليه شريانهاي تجاري و مالي کشور در سطح جهاني به راه انداخته و کشورهاي مختلف را تحت شديدترين فشار قرار داده تا در اين «اقدام جنايتکارانه و ضدبشري» عليه مردم ايران ، با تصميمات کاخ سفيد همراهي و همکاري کنند.
در کنار اقدامات فوق،بدون ترديد دستگاههاي اطلاعاتي و سرويسهاي جاسوسي محور عبري-عربي و غربي با بهرهگيري از پيشرفتهترين امکانات و تکنولوژيهاي روز، در حال فعاليت ويرانگر و مخرب عليه کشورمان هستند. با وجود اين همه توطئههاي حساب شده و بمباران بيسابقه خبري و تزريق مداوم اضطراب به بدنه جامعه و در شرايطي که جنگ رواني تمامعيار عليه جمهوري اسلاميايران ادامه دارد، با کمال تاسف اقليتي در داخل کشور به گونه اي عمل ميکنند که انگار نه انگار جنگي در ميان است و کشور در شرايط ويژه و خاص ميباشد.
اينان چنان بر طبل تفرقه و درگيري جناحي ميکوبند که گويا کشور در وضعيت عادي و آرامش کامل است و با اين فعاليتها،آنها در زمانه رقابتهاي انتخاباتي بسر ميبرند و بايد براي کسب کرسيهاي پارلمان يا راهيابي کانديداي مورد حمايتشان به پاستور هر آنچه در توان و چنته دارند، بکار گيرند. بنابراين ديگران را رقيب خويش پنداشته و کارزاري شبانهروزي و بدون ملاحظه را عليه تعدادي از مقامات بلندپايه کشور که مستقيما مديريت بخشي از دفاع در اين جنگ نابرابر را عهده دار هستند، راهاندازي کردهاند.
نگاهي به رسانههاي تحت کنترل اين طيف نشان ميدهد که ظاهرا دشمن اصلي آنها نه سران ايالات متحده آمريکا و نه رژيم صهيونيستي، بلکه دکتر پزشکيان و دکتر قاليباف و حاميان آنها و دکتر عراقچي …












