
هفت صبح | جنگهای دوگانه ایران و آمریکا، فارغ از پیامدهای سیاسی و امنیتی، ضربهای تازه به اقتصاد ایران وارد کرد. بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط که پیش از آن نیز زیر فشار تورم، کاهش تقاضا و مشکلات تامین مالی قرار داشتند، با موج جدیدی از رکود روبهرو شدند. نتیجه طبیعی این وضعیت، تعدیل نیرو، توقف فعالیت برخی بنگاهها و افزایش نگرانی درباره آینده بازار کار بود. با این حال کارشناسان معتقدند مشکل بیکاری در ایران محصول یک بحران کوتاهمدت نیست.
اقتصاد ایران دهههاست که با نرخهای بالای بیکاری و تورم زندگی میکند؛ ترکیبی که بسیاری از اقتصاددانان از آن با عنوان «فلاکت اقتصادی» یاد میکنند. تصویر ارائهشده از بازار کار ایران در این گفتوگو، تصویری چندلایه است. اقتصاد رانتی، دولت گسترده، کاهش ارزش کار، ناهماهنگی آموزشی و تغییر رفتار نیروی کار، مجموعهای از عوامل هستند که وضعیت فعلی اشتغال را شکل دادهاند. در این تحلیل، بازار کار فراتر از یک مسئله آماری ارزیابی میشود. در واقع نتیجه یک ساختار اقتصادی گسترده است که در طول زمان شکل گرفته و بر رفتار تمام بازیگران اثر گذاشته است.
بررسی آمارهای رسمی نشان میدهد دولتهای مختلف طی سالهای گذشته اشتغال را در صدر وعدههای اقتصادی خود قرار دادهاند. از طرحهای زودبازده گرفته تا تسهیلات اشتغال روستایی، از توسعه دانشگاهها تا برنامههای حمایتی برای کارآفرینی؛ مجموعهای از سیاستها اجرا شده اما خروجی بازار کار همچنان رضایتبخش نیست. پرسش اصلی اینجاست که چرا اقتصاد ایران با وجود هزینههای سنگین، قادر به خلق فرصتهای شغلی کافی و پایدار نیست؟ دکتر ابراهیم جعفریانی اقتصاددان و متخصص حوزه کار، ریشه این مسئله را بسیار عمیقتر از آن میداند که بتوان آن را صرفاً به عملکرد یک دولت یا یک دوره زمانی محدود کرد. او معتقد است اقتصاد ایران سالهاست درگیر مجموعهای از مشکلات ساختاری شده که بازار کار را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
پنج دهه زندگی با تورم و بیکاری
جعفریانی در گفتوگو با هفت صبح میگوید: «ما جزو معدود اقتصادهای جهان هستیم که حدود پنج دهه به طور همزمان تورم بالا و بیکاری بالا را تجربه کردهایم. هر کدام از این دو شاخص به تنهایی، برای یک اقتصاد خطرناک است اما وقتی هر دو در …












