
هفت صبح| نمایش «هچل»، نمایشی است که در قالبی فانتزی، کمدی، ماجراجویانه و موزیکال، مخاطبان کودک، نوجوان و خانواده را همراه میکند. «هچل» روایت شهری است که در آن ارزشهای انسانی بهتدریج جای خود را به رفتارهایی وارونه دادهاند؛ دروغ به عادت تبدیل شده، ترس به جای شجاعت نشسته، تنبلی به امتیاز تبدیل شده و بداخلاقی به قانون زندگی. در چنین جهانی، دختری به نام «ثریا» راهی سفری میشود تا با کشف حقیقت و عبور از موقعیتهای گوناگون، نظم ازدسترفته را دوباره به زندگی بازگرداند.
این نمایش در فرایندی طولانی و در شرایطی متفاوت از یک تولید معمول تئاتری شکل گرفت و همین مسیر طولانی، روابط میان اعضای گروه را هم تحت تاثیر قرار داد. مهدی بیابانی بازیگر این نمایش در این گفتوگو از تجربهای میگوید که برای او به بازی در سه شخصیت محدود نشده و همراهی اعضای گروه در دورههای دشوار، شکلگیری یک خانواده هنری و تلاش برای ساخت نمایشی برای کودک، نوجوان و خانواده را نیز دربرگرفته است.
فرایند تولید این نمایش به دلیل شرایط مختلف طولانی شد. این زمان طولانی چه تاثیری بر روابط اعضای گروه گذاشت؟
بخش زیادی از این طولانی شدن در اختیار ما نبود. در این مدت دو جنگ و همچنین اتفاقاتی در دیماه داشتیم و مجبور شدیم برای حفظ امنیت و جان اعضای گروه، تمرینها و روند تولید را متوقف کنیم. این وقفهها برای یک گروه نمایشی ساده نیست، زیرا وقتی مدت زیادی تمرین میکنید، از نظر روحی و حرفهای درگیر اثر میشوید و هر بار که مجبور میشوید آن را متوقف کنید، فشار زیادی ایجاد میشود.
با وجود این، همین زمان طولانی باعث شد ما بیشتر از همیشه کنار یکدیگر باشیم. در این مدت طبیعی بود که گاهی از یکدیگر ناراحت شویم، بحث کنیم و حتی به قول معروف بر سر و کله یکدیگر بزنیم، اما در کنار آن، زمانی که حال یکی از اعضای گروه خوب نبود، دیگری کنارش میایستاد. بارها پیش آمد که اشک ریختیم و برای یکدیگر شانه شدیم. وقتی گروهی مدت زیادی چنین شرایطی را تجربه میکند و اعضای آن در شادی و سختی کنار هم میمانند، به نظرم آن گروه دیگر از یک گروه کاری فراتر میرود و تبدیل به خانواده میشود. تجربه من از حضور در «هچل» دقیقا همین است. احساس میکنم همه ما در این مسیر با هم پیشرفت کردیم.
اگر …












