
هفت صبح| چابهار را در نقشه که نگاه کنیم، شهری کنار دریا میبینیم. شهری با بندر، ساحل، منطقه آزاد، ظرفیت ترانزیتی و هزاران وعده برای آینده. از آن بالا، همهچیز شبیه یک نقطه روشن روی نقشه توسعه ایران است. روی زمین اما قصه شکل دیگری دارد. داستانی ناتمام از صف نانوایی، آب تانکری، خیابانهای خاکی، خاموشی، کرایه سنگین تاکسی، کمبود پزشک متخصص و پروژههایی که سالهاست در مسیر وعده ماندهاند.
مریم شاد یکی از ساکنان چابهار، وقتی از شهر محل سکونت خود حرف میزند، تصویری از شهری میسازد که در فاصله میان وعدههای بزرگ و نیازهای کوچک روزمره گرفتار شده است. شهری که برای یک خانواده، تهیه نان و آب و رفتوآمد گاهی دشوارتر از شنیدن خبرهای تلخ جنگی است. او خاطراتش را از صف نانوایی آغاز میکند.
صفهایی که برای او بخشی از خاطرات کودکی هستند. «قدیما یادمه که بچه بودیم این صفهای طولانی نونوایی همه جا بود، چون تعداد نونواییها کم بود. بعد که نونواییها زیاد شد، این مشکل کمکم کمرنگ شد.» اما صف دوباره برگشته است. به گفته شاد، حدود پنج یا شش سال پیش، شرایط تغییر کرد و صفهای نانوایی در چابهار دوباره طولانی شدند. آنقدر که او برای خانه یک تنور گازی خرید تا مجبور نباشد برای تهیه چند قرص نان، ساعتها در صف بایستد.
نان ارزان، صف طولانی
مسئله نان در چابهار، روایت سادهای از قیمت و مصرف نیست. نان دولتی برای بسیاری از خانوادهها از نظر قیمت مناسبتر است، اما کیفیت و صف، انتخاب را دشوار میکند. نان آزاد کیفیت و دسترسی متفاوتی دارد، اما قیمتش فشار بیشتری به سبد خانوار وارد میکند.شاد درباره قیمتها میگوید لواش محلی در اطراف خانهاش حدود ۸۰ هزار تومان برای یک بسته ۱۰تایی عرضه میشود و تافتون که مصرف بیشتری دارد، طی چند ماه از حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار تومان به محدوده ۸۰ تا ۹۰ هزار تومان رسیده است.
در چنین شرایطی، خانوادهای که درآمدش با هزینههای زندگی رشد نکرده، میان سه انتخاب گرفتار میشود: صف، نان آزاد یا پختن نان در خانه. پشت این صفها البته عوامل دیگری هم قرار دارند. از کمبود ظرفیت نانوایی تا مسئله آرد و قاچاق. شاد معتقد است شرایط اقتصادی منطقه و رفتوآمد جمعیتی، فشار بر خدمات عمومی را افزایش داده است. چابهار شهری با …











