
ساسان باقرپناه مالیات بخش جداییناپذیر اداره هر کشور است و هیچ فعال اقتصادی حرفهای نمیتواند اصل ضرورت آن را انکار کند.
دولت برای اداره امور عمومی، توسعه زیرساختها و تأمین هزینههای خود به درآمدهای پایدار نیاز دارد و مالیات یکی از مهمترین این منابع است. در بودجه سال ۱۴۰۵ نیز احکام متعدد مالیاتی پیشبینی شده و درآمدهای مالیاتی همچنان جایگاه مهمی در تأمین منابع عمومی کشور دارند.
بنابراین بحث بر سر مالیاتدادن یا ندادن نیست؛ بحث بر سر شیوهای است که مالیات مطالبه و وصول میشود. مطالب پیشنهادی مشاوره؛ کلید درهای آرامش کودکان و نوجوانان ۱۴۰۳/۰۹/۰۳ ما با چه چيزی در سال 1402 قرار است روبهرو شويم؟ ۱۴۰۲/۰۳/۰۲
نگرانی از جایی آغاز میشود که فعال اقتصادی احساس کند «وصول» به مهمترین معیار موفقیت نظام مالیاتی تبدیل شده است. اگر نگاه غالب صرفاً این باشد که در پایان دوره چه میزان مالیات وصول شده، این خطر وجود دارد که کیفیت تشخیص، رضایت مؤدی، کاهش اختلافات، استمرار فعالیت بنگاه و افزایش تمکین داوطلبانه در مرتبههای بعدی قرار گیرند.
این یک اتهام درباره وجود تارگت رسمی برای هر اداره نیست، بلکه یک نگرانی درباره ساختار انگیزههاست؛ زیرا هرچه وابستگی بودجه به درآمدهای مالیاتی بیشتر باشد، طبیعی است که حساسیت نسبت به تحقق درآمد نیز افزایش پیدا کند.
مالیات زمانی به درآمد پایدار تبدیل میشود که پایه مالیاتی پایدار وجود داشته باشد. پایه مالیاتی پایدار نیز بدون بنگاه زنده، تولیدکننده فعال، فروشنده رسمی و کسبوکاری که توان ادامه فعالیت دارد شکل نمیگیرد. اگر برای وصول درآمد امروز، توان فعالیت اقتصادی فردا تضعیف شود، ممکن است در ظاهر وصول بیشتری اتفاق بیفتد، اما در بلندمدت همان منبع درآمد نیز کوچکتر شود.
مسئله دیگر، انباشت جرایم است. جریمه مالیاتی باید ضمانت اجرای قانون باشد، نه اینکه خود به منبع اصلی نگرانی مؤدی تبدیل شود. وقتی یک بنگاه با چندین تکلیف همزمان در حوزه اظهارنامه، صورتحساب، سامانههای الکترونیکی، پرداخت، ثبت اطلاعات و مهلتهای قانونی روبهروست، …








