
علیرضا محمودی فرد – پسادکترای حرفهای آیندهپژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاهها در دنیایی که اقتصاد آن بر روی لایههای نفتگونهی زیرِ زمین، بنا شده است، اتمام ذخایر نفتی، دیگر یک نظریهی علمی دور از دسترس نیست، بلکه یک “سناریوی راهبردی بحرانزا”ست که نقشهی قدرت جهانی را بازنویسی میکند.
اگر چنین افولی در میانهی جنگی تمامعیار میان ایران و آمریکا رقم بخورد، جهان غرب با “شوکی بینظیر” در تاریخ اقتصاد مدرن مواجه خواهد شد. در این یادداشت، تبعات این رخدادِ همزمان را برای آمریکا و اروپا، با نگاهی فراتر از اعداد، واکاوی میکنیم.
۱. آمریکا؛ از “جزیرهی امن” تا “گرداب تورم” مطالب پیشنهادی استناد بایدن به قانون تولید دفاعی برای حذف تعرفه واردات پنلهای خورشیدی ۱۴۰۱/۰۳/۱۷ درخت پول کیمیاگر ۱۴۰۳/۰۸/۲۶
برخلافِ تصور رایج، ایالات متحده بهلطف انقلاب شیل، از یک واردکننده به صادرکنندهی خالص نفت تبدیل شده است؛ این مزیت ساختاری، بهمعنای “جزیرهای امن در برابر طوفان” نیست، اما به آمریکا “بالشی نسبی” برای جذب شوک میدهد.
بااینحال، “مصونیت مطلق” یک توهم است؛ آمریکا بخشی از یک بازار جهانی بههمپیوسته است و قیمتهای سوخت، مطابق نرخهای جهانی، تعیین میشوند. افزایشِ ۳۰ تا ۴۰ درصدیِ قیمت بنزین در پی بحران، بهمعنای کاهش محسوس قدرت خرید خانوارهاست و فشار سیاسی سنگینی را بر دولت آمریکا، بهویژه در آستانهی انتخابات، تحمیل خواهد کرد؛ شاید مهمتر از آن، این بحران، فدرال رزرو را در “تنگنای تاریخی” قرار میدهد: از یکسو، تورم ناشی از انرژی، بانک مرکزی را به افزایش نرخ بهره سوق میدهد و از سوی دیگر، رکود قریبالوقوع، نیازمند کاهش نرخ است. اقتصاددانانی چون “نوریل روبینی” هشدار میدهند که تکرار اشتباه دههی ۱۹۷۰، که تورم را با سیاستهای انبساطی تشدید کرد، میتواند فاجعهبار باشد.
۲. …











