گاهی یک انتخاب ساده، شخصیت واقعی انسان را نشان میدهد. این داستان درباره پسری است که در یک لحظه سخت، بین خواسته خودش و درستکاری انتخاب کرد و نتیجهای به دست آورد که هرگز فراموش نکرد.

داستان پندآموز: «کیف پول پیرمرد»
در روستایی آرام، پسری نوجوان به نام «علی» با مادرش زندگی می کرد. خانواده آن ها زندگی ساده ای داشتند و گاهی برای خرید وسایل ضروری هم با مشکل روبه رو می شدند.
یک روز وقتی علی از مدرسه به خانه برمی گشت، کنار جاده کیف چرمی کوچکی دید. آن را برداشت و باز کرد. داخل کیف مقداری پول، چند کارت و یک عکس قدیمی از پیرمردی مهربان بود.
علی لحظه ای به پول ها نگاه کرد. با خودش گفت:
«با این پول می توانم خیلی از مشکلات خانه را حل کنم...»
اما بعد عکس پیرمرد را دید و فکر کرد:
«شاید این پول برای کسی است که تمام امیدش همین کیف باشد.»
او به جای رفتن به خانه، شروع به پرس وجو در روستا کرد تا صاحب کیف را پیدا کند.
بعد از مدتی، پیرمردی را دید که با نگرانی کنار …











