
به گزارش نبض بازار ، صنایع سنگین ایران طی سالهای گذشته با چالشی مواجه شدهاند که برخلاف نوسان قیمت مواد اولیه یا تغییرات بازار جهانی، کمتر در سطح عمومی دیده میشود، اما اثر آن بر تولید، صادرات و سودآوری بنگاهها بسیار عمیق است: امنیت انرژی. صنعتی مانند فولاد که زنجیره آن از استخراج سنگآهن تا تولید محصول نهایی بر پایه فرآیندهای پیوسته و انرژیبر شکل گرفته، بیش از هر زمان دیگری به دسترسی پایدار به برق و گاز وابسته است.
فولاد، سیمان، مس، آلومینیوم و سایر صنایع انرژیبر، به دلیل مصرف بالای برق و حساسیت فرآیند تولید، بیشترین آسیب را از این شرایط دریافت میکنند. توقف کورههای قوس الکتریکی، کاهش ظرفیت خطوط احیای مستقیم و اختلال در برنامههای تولید، تنها بخشی از پیامدهای محدودیت انرژی برای این صنایع است.
در چنین شرایطی، سه الگوی متفاوت در میان صنایع بزرگ کشور در حال شکلگیری است؛ الگوی نخست همچنان بر استفاده از شبکه سراسری تکیه دارد، الگوی دوم به سمت احداث نیروگاههای اختصاصی در مقیاس بزرگ حرکت کرده و الگوی سوم ترکیبی از تأمین انرژی اختصاصی برای واحدهای حساس و سرمایهگذاری گستردهتر در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر را دنبال میکند.
راهبرد اول؛ وابستگی به شبکه سراسری و افزایش ریسک تولید
بخش قابلتوجهی از صنایع بزرگ کشور همچنان برق موردنیاز خود را از شبکه سراسری دریافت میکنند. این مدل در دهههای گذشته، زمانی که ظرفیت تولید برق کشور متناسب با رشد مصرف صنایع توسعه پیدا میکرد، یک روش منطقی و اقتصادی بهشمار میرفت.
اما در سالهای اخیر، فاصله میان ظرفیت تولید و میزان مصرف برق باعث شده است صنایع بزرگ در دورههای اوج مصرف، نخستین گروههایی باشند که با محدودیت مواجه میشوند. دولت برای جلوگیری از فشار بیشتر بر شبکه خانگی، در فصل تابستان برنامههای مدیریت مصرف را اجرا میکند که بخش مهمی از آن شامل کاهش مصرف برق صنایع بزرگ است.
برای کارخانههای فولادی، این محدودیتها تنها به معنای کاهش چند ساعت فعالیت نیست. بسیاری از فرآیندهای صنعتی به دلیل ماهیت پیوسته خود، نسبت به قطع و وصل ناگهانی انرژی حساس هستند. توقف یک خط تولید میتواند علاوه بر کاهش میزان تولید، هزینههای تعمیراتی، افت کیفیت محصول و تأخیر در تعهدات فروش را نیز به همراه داشته باشد.
وابستگی …









