
حالا چند سال گذشته و دوباره خبر یک تصمیم درباره بنزین آن هم شبانه و در تعطیلات منتشر میشود. قرار بود طرحی آزمایشی با نرخ جدید بنزین در استان کرمان اجرا شود. اما چند ساعت بعد و پس از واکنشهای اجتماعی اجرای آن متوقف شد.
توقف یک تصمیم که جامعه آمادگی پذیرش آن را ندارد قابل دفاع است.اما سؤال مهمتر اینجاست: “چرا چنین تصمیم حساسی باید پیش از گفتوگو با جامعه، یکباره در برابر مردم قرار بگیرد؟”
مسئله فقط قیمت بنزین نیست. مسئله شیوه حکمرانی است.
ممکن است دولت به این نتیجه رسیده باشد که اصلاح قیمت بنزین دیگر اجتنابناپذیر است. من در این یادداشت نمیخواهم درباره درستی یا نادرستی این ضرورت اقتصادی داوری کنم. اما حتی اگر افزایش قیمت ضروری باشد، یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت:”شیوه اجرای یک تصمیم گاهی به اندازه خود تصمیم اهمیت دارد.”
جامعه را نمیتوان با یک اطلاعیه شبانه برای یک تصمیم اقتصادی بزرگ آماده کرد.
در موضوعی مانند بنزین که خاطرههای تلخ اجتماعی و اقتصادی در اطراف آن شکل گرفته اقناع مردم یک کار تزئینی یا روابطعمومی نیست و قطعا بخشی از خود سیاستگذاری است.
نگاهی به تجربه دولت اصلاحات نیز میتواند برای امروز آموزنده باشد. در آن هشت سال افزایش قیمت بنزین چند بار اتفاق افتاد اما افزایشها به شکل تدریجی انجام شد. مردم با یک شوک ناگهانی مواجه نشدند و جامعه فرصت داشت تغییر را ببیند، درباره آن حرف بزند و خود را با آن تطبیق دهد.
این تجربه لزوماً به معنای بینقص بودن سیاستهای آن دوره نیست اما یک اصل مهم را یادآوری میکند: "جامعه الزاماً با تغییر مشکل ندارد، جامعه با شوک و غافلگیری مشکل دارد."
امروز دولت …













