
مرجان قندی، گروه اجتماعی: در این میان، تفاوتهای فرهنگی، قومیتی و مذهبی، در کنار تفاوت در نگرش به نقشهای جنسیتی، تعریف جامعه از تعهد به ازدواج را دستخوش تغییرات بنیادین کرده است. واکاوی این موانع ساختاری، بدون نگاه به آمارها، ناقص است. طبق آمارهای اعلام شده معاونت امور جوانان وزارت ورزش و جوانان، اگرچه روند ازدواج از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۹ سیری صعودی داشت و در سال ۸۹ با ثبت بیش از ۸۹۱ هزار و ۶۲۷ واقعه به نقطه اوج خود رسید، اما از آن زمان به بعد، وارد مسیری نزولی و مستمر شده؛ بهگونهای که آمار ازدواج تا سال ۱۴۰۴ به حدود ۴۳۰ هزار و ۷۵۶ واقعه تقلیل یافته است.
در سوی دیگر این میدان، روند طلاق طی دهههای اخیر صعودی بوده و در سال ۱۴۰۱ به بیشترین حد خود یعنی ۲۰۴ هزار و ۳۰۱ واقعه رسیده است؛ آماری که اگرچه در سالهای اخیر به دلیل کوچکتر شدن جمعیت در سن ازدواج و کاهش موالید دهههای گذشته، با افت نسبی همراه بوده، اما همچنان زنگ خطری برای سیاستگذاریهای کلان محسوب میشود.
علیرضا رحیمی، معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان، درباره آخرین وضعیت ازدواج جوانان در کشور میگوید:«در سال ۱۴۰۴، هم تعداد ازدواج و هم تعداد طلاق با کاهش مواجه بوده است. در این سال ۴۳۰ هزار و ۷۵۶ واقعه ازدواج ثبت شد؛ در حالی که این تعداد در سال ۱۴۰۳، ۴۷۲ هزار و ۵۱۴ واقعه بود و به این ترتیب، حدود ۸.۸ درصد کاهش در تعداد ازدواجهای ثبت شده رخ داده است. همچنین تعداد طلاقهای ثبت شده در سال ۱۴۰۴، ۱۷۹ هزار و ۹۱۷ واقعه بود که در مقایسه با ۱۹۷ هزار و ۹۰ واقعه ثبت شده در سال ۱۴۰۳، حدود ۸.۷ درصد کاهش داشته است.»
او تأکید میکند:«برای محاسبه دقیق وضعیت ازدواج و طلاق، نمیتوان فقط به آمار خام اکتفا کرد و برای تحلیل عمیقتر، باید این اعداد به نرخهای محاسباتی استاندارد تبدیل شوند. برای مثال، در حوزه ازدواج باید نسبت ازدواجهای رخ داده به تعداد زنان مجرد در معرض ازدواج محاسبه شود.»
رحیمی توضیح میدهد:«بخشی از تغییرات مشاهده شده، به تحولات ساختار جمعیتی کشور بازمیگردد و بخش دیگر ناشی از عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. بنابراین …


