
چرا در شرایطی که جامعه به اخبار خوب، نشاط و امید نیاز دارد؛ مجلس با تصویب قانون مقابله با نفوذ به محدودسازی جامعه پرداخته است؟
وقتی بحثی در رابطه با مجلس و نمایندگان به میان میآید، با توجه به تجربه تاریخی خودمان و تجارب دیگر کشورها به موضوع نگاه میکنیم. نهاد های قانونی و قانون گذاری مثل مجالس ملی، سنا و... پیش زمینهای دارند و افرادی مناسب وارد این مجالس میشوند. در حقیقت پیش از اینکه مجلسی باشد باید احزابی باشند. احزاب در درون خود افرادی را برای چنین فضاهای ملی تربیت میکنند. حزب پالایش کننده و پرورش دهنده مردان سیاست است.
در کشور به برکت وجود شورای نگهبان و نظارت استصوابی افرادی که برای حضور در چنین فضاهایی آماده شدهاند، کنار گذاشته میشوند. دیگر نهادها از جمله وزارت کشور و نهاد های امنیتی و... هم احزاب کشور را ضعیف کرده یا از بین بردهاند. امروز بیش از ۱۰۰ حزب در کشور داریم، ولی نقشی در مسائلی که ذاتا به آنها مربوط است از جمله فرستادن نماینده به مجلس نداشته و ندارند.
اگر احزاب گاهی لیست داده و از افرادی حمایت کردهاند، مجبور شدهاند از میان کسانی که شورای نگهبان تأییدشان کرده افرادی را انتخاب کنند و در لیست جا بدهند یا حمایتشان کنند درحالیکه در فضایی دموکراتیک و بدون وجود نظارت استصوابی، این افراد هرگز منتخبین احزاب نبودند. افرادی مثل احمد جنتی 100 ساله در شورای نگهبان بدون بینش ملی و صرفا با در نظر گرفتن ابعاد ایدئولوژیک شخصیتها صدها نفر را رد و یکی را تأیید میکنند. روند تأیید صلاحیتها از انصاف، تفکر و خردورزی به دور است.
این نگاه و عملکرد، احزاب را تهی کرده است. حزب مشارکت منحل شد. مجاهدین انقلاب منحل شد. دیگر احزاب هم سرکوب شده و فعالیتی که باید داشته باشند را ندارند. ما در حزب تولیدگرایان ایران دو سال است که کنگره برگزار کردهایم که با حضور نماینده وزارت کشور بود، ولی هنوز تأیید نشده است! میگوییم اگر رد صلاحیت شدهایم به ما بگویید! اگر در برگزاری کنگره اشتباهی داشتیم چطور نماینده شما تأیید اش کرده است! هر چه هست به ما بگویید! از یک طرف بیانیه هایمان در تأیید خود را میخواهید و از طرفی این نهادهای مدنی با ارزش را تخریب میکنید!
کشور اگر نهادهای مدنی و اجتماعی را رشد ندهد، خرد جمعی جامعه را نادیده میگیرد …












