سوره سینما-دادی که «بیداد» به باد داد/ شعار و دیگر هیچ!-فیلم سینمایی «بیداد» به کارگردانی سهیل بیرقی که این روزها درباره آن میشنویم، جدای نظرگاه انتقادی و سیاسیاش، از نظر سینمایی دچار اشکالات جدی است.

تاریخ انتشار:۲۵ مرداد ۱۴۰۵ در ۱۱:۲۱ ق.ظ می پسندم0 درباره فیلم زیرزمینی سهیل بیرقی؛ دادی که «بیداد» به باد داد/ شعار و دیگر هیچ!
فیلم سینمایی «بیداد» به کارگردانی سهیل بیرقی که این روزها درباره آن میشنویم، جدای نظرگاه انتقادی و سیاسیاش، از نظر سینمایی دچار اشکالات جدی است.
«بیداد» پیش از آنکه برای مخاطب ایرانی به عنوان یک فیلم شناخته شود، به عنوان یک اتفاق شناخته شد؛ اثری که از نظر فیلمنامه، شخصیتپردازی و انسجام روایی آنقدرها که باید از پس موضوعش برنمیآید.
مشکل «بیداد» این نیست که حرف سیاسی و اجتماعی دارد. مشکل این است که گاهی حرفش را جای سینما مینشاند.
فیلم میخواهد درباره زن، نسل جوان، محدودیت، اعتراض، موسیقی و سرکوب حرف بزند؛ اما در بخشهایی آنقدر درگیر رساندن این پیامهاست که فراموش میکند شخصیت بسازد، موقعیت را پرورش دهد و اجازه دهد مخاطب خودش به نتیجه برسد.
برای اینکه بفهمیم این مشکل از کجا میآید، باید به کارنامه سهیل بیرقی برگشت. از «من» تا «عرق سرد» و «عامهپسند»، تقریباً همیشه با زنی روبهرو هستیم که در برابر نظمی ایستاده که برایش تصمیم گرفته است. در «من»، آذر زنی است که نمیخواهد قواعد معمول زندگی را بپذیرد. در «عرق سرد»، افروز برای حق سفر و انتخاب خودش میجنگد. در «عامهپسند»، فهیمه بعد از فروپاشی زندگی مشترک میخواهد هویت مستقلی برای خود بسازد و در «بیداد»، ستی میخواهد بخواند.
این خط موضوعی در سینمای بیرقی …








