آخرین خبر/روزی روزگاری، یک قطره باران از دل یک ابر سفید به پایین افتاد. وقتی داشت از آسمان پایین میآمد، نگاهی به زمین کرد و یک دریای بزرگ و آبی دید. قطره با خودش گفت: «وای! این دریا چقدر بزرگه و من چقدر کوچیکم! پیش این دریا اصلاً به چشم نمیام.» اما همان موقع یک صدف مهربان که در دل دریا بود، قطره را













