
اعتماد اجتماعی معمولا زمانی دیده میشود که از بین برود. وقتی شهروند برای یک معامله ساده به چند ضمانت نیاز دارد، وقتی یک خبر را بدون مقایسه چند منبع نمیپذیرد، وقتی همکاری جمعی دشوارتر میشود یا وقتی افراد ترجیح میدهند مسائل خود را فقط با خانواده و دوستان نزدیک در میان بگذارند، پای مفهومی به میان میآید که جامعهشناسان از آن با عنوان سرمایه اجتماعی یاد میکنند. آخرین دادههایی که در سال ۱۴۰۵ از سوی رئیس سازمان امور اجتماعی کشور درباره وضعیت سرمایه اجتماعی مطرح شده، تصویر تازهتری از این مسئله ارائه میکند.
محمد بطحایی، رئیس سازمان امور اجتماعی کشور، در خرداد ۱۴۰۵ اعلام کرد شاخص سرمایه اجتماعی کشور که در سال ۱۳۹۴ حدود ۴۳.۵ بوده، در سال ۱۴۰۴ به حدود ۳۶.۶ رسیده است؛ یعنی طی یک دهه حدود ۶.۹ واحد کاهش یافته است. این داده، برخلاف آمارهای قدیمیتر، مستقیما به پیمایشها و سنجشهای جدیدتر سرمایه اجتماعی اشاره دارد.
اما در دل همین کاهش یک نکته مهم وجود دارد؛ سرمایه اجتماعی در همه سطوح جامعه به یک شکل کاهش پیدا نکرده است.
به گفته رئیس سازمان امور اجتماعی کشور، افت سرمایه اجتماعی عمدتا در سطح کلان و در حوزه اعتماد به نهادهای حکمرانی رخ داده، در حالی که سرمایه اجتماعی در سطح خرد، یعنی روابط میان مردم، خانوادهها، دوستان، همسایگان و شبکههای نزدیک اجتماعی، نهتنها از بین نرفته بلکه در برخی مولفهها افزایش هم داشته است. این یعنی شاید پرسش درست دیگر این نباشد که آیا مردم به هم اعتماد دارند یا نه، بلکه باید پرسید مردم به چه کسانی اعتماد دارند و این اعتماد در کدام سطح از جامعه باقی مانده است.
کاهش شاخص سرمایه اجتماعی از ۴۳.۵ در سال ۱۳۹۴ به حدود ۳۶.۶ در سال ۱۴۰۴، یکی از مهمترین اعداد جدید در بحث سرمایه اجتماعی ایران است. این کاهش حدود ۱۵.۹ درصدی نسبت به مقدار سال ۱۳۹۴ است و نشان میدهد در یک دهه، وضعیت کلی سرمایه اجتماعی در سنجشهای مورد اشاره روندی نزولی داشته است. البته باید درباره معنای این عدد دقیق بود.
۳۶.۶ به معنای آن نیست که فقط ۳۶.۶ درصد مردم به دیگران اعتماد دارند. این عدد یک شاخص ترکیبی سرمایه اجتماعی است و نباید با درصد پاسخگویان به یک سوال مشخص درباره اعتماد اجتماعی اشتباه گرفته شود.
همین تفکیک برای یک تحلیل دقیق اهمیت زیادی …













