در جهان امروز، اعتماد عمومی دیگر صرفا محصول عملکرد دستگاه های اجرایی و نهادهای حاکمیتی نیست، بلکه تا حد زیادی به کیفیت ارتباط آنان با جامعه، نحوه اطلاع رسانی، میزان شفافیت و صداقت در بیان واقعیت ها وابسته است. جامعه ای که احساس کند در جریان مسائل قرار دارد، پرسش هایش شنیده می شود و مسوولان از گفتن واقعیت ها پرهیز نمی کنند، آمادگی بیشتری برای همراهی، مشارکت و عبور از شرایط دشوار خواهد داشت. از این منظر، اطلاع رسانی را باید بخشی از حکمرانی و نه صرفا یک فعالیت رسانه ای دانست. اطلاع رسانی دقیق، به موقع، شفاف و صادقانه می تواند فاصله میان افکار عمومی و نهادهای تصمیم گیر را کاهش دهد و زمینه شکل گیری اعتماد متقابل را فراهم کند. در مقابل، تاخیر در ارایه اطلاعات، ابهام، سکوت در برابر شایعات و ارایه روایت های غیرواقعی، خلأیی ایجاد می کند که به سرعت ازسوی جریان های غیررسمی و گاه مخرب پر خواهد شد. در …













