
محمدجواد نعمتی روانشناس
جامعه ایرانی امروز فقط با گرانی و مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم نمیکند؛ مساله مهمتر، زندگی کردن در شرایطی است که آینده دائماً نامطمئن به نظر میرسد. هر روز ممکن است خبری درباره افزایش قیمت بنزین، تغییر نرخ ارز، تشدید تحریمها، احتمال آغاز دوباره جنگ، اختلال در تأمین کالا یا تصمیمی اقتصادی منتشر شود و زندگی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، انسان فقط با یک مشکل اقتصادی یا سیاسی مواجه نیست؛ بلکه با چیزی به مراتب عمیقتر روبهروست: فرسایش امنیت روانی. این روزها حتی اخباری که هنوز به واقعیت تبدیل نشدهاند نیز میتوانند بر رفتار مردم اثر بگذارند. شایعه افزایش قیمت بنزین، بهتنهایی میتواند مردم را نگران کند؛ خبر احتمال تشدید درگیری نظامی میتواند خانوادهها را نسبت به آینده فرزندانشان مضطرب سازد و اخبار مربوط به تورم و کاهش قدرت خرید، احساس ناامنی اقتصادی را افزایش دهد. گزارشهای اخیر نیز نشان میدهد که موضوع قیمت سوخت در ایران به یکی از کانونهای نگرانی عمومی تبدیل شده و حتی ابهام درباره تصمیمات دولت میتواند بر تورم انتظاری و احساس امنیت روانی جامعه اثر بگذارد. از سوی دیگر، تداوم تنش نظامی در منطقه، نگرانی از بازگشت یا تشدید جنگ را نیز زنده نگه داشته است؛ بهویژه آنکه تحولات مربوط به جنگ ایران و آمریکا و وضعیت تنگه هرمز همچنان بر فضای سیاسی و اقتصادی منطقه سایه افکنده است. اما پرسش اساسی این است: ادامه چنین وضعیتی چه اثری بر روان جامعه ایرانی خواهد گذاشت؟ جامعه فقط از جنگ نمیترسد؛ از «انتظار جنگ» نیز آسیب میبیند. در روانشناسی، میان مواجهه با یک حادثه و قرار گرفتن طولانیمدت در انتظار حادثه تفاوت مهمی وجود دارد. انسان در برابر یک خطر مشخص، واکنش دفاعی نشان میدهد؛ اما وقتی خطر نامشخص، طولانی و غیرقابل پیشبینی باشد، سیستم اضطراب میتواند برای مدت طولانی فعال بماند. به بیان ساده، ممکن است جنگی در کار نباشد، اما اگر فرد هر شب با این پرسش بخوابد که «فردا چه اتفاقی میافتد؟»، بدن و ذهن او عملاً در وضعیت آمادهباش قرار میگیرد. این وضعیت اگر کوتاهمدت باشد، قابل تحمل است؛ اما اگر هفتهها و ماهها ادامه پیدا کند، میتواند به فرسودگی روانی، تحریکپذیری، اختلال خواب، کاهش تمرکز، بدبینی و کاهش توان تصمیمگیری منجر …












