
به گزارش خبرگزاری ایمنا، زندگی روزمره بدون چالش، تعارض و موقعیتهای دشوار قابل تصور نیست. گاهی یک اتفاق پیشبینینشده، یک اختلاف عاطفی، فشار کاری یا تصمیمی پیچیده میتواند تعادل روانی فرد را برای مدتی بر هم بزند. در چنین شرایطی، واکنش انسانها یکسان نیست و هر فرد بر اساس ویژگیهای شخصیتی، تجربههای گذشته و مهارتهای آموختهشده، مسیر متفاوتی را برای مواجهه با دشواریها انتخاب میکند.
یکی از مهمترین عواملی که در این موقعیتها خود را نشان میدهد، نحوه ارتباط میان احساس و رفتار است. هیجانها میتوانند اطلاعات ارزشمندی درباره وضعیت درونی انسان ارائه دهند و نشان دهند که یک موقعیت تا چه اندازه برای او مهم، تهدیدکننده یا آزاردهنده است و از همین رو، بیتوجهی کامل به احساسات نهتنها راهکار مناسبی نیست، بلکه ممکن است باعث شود بخش مهمی از نیازهای روانی فرد نادیده گرفته شود.
در عین حال، شدت گرفتن هیجانها گاهی میتواند توانایی تمرکز و تصمیمگیری را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی ذهن بیش از اندازه درگیر خشم، ترس، اندوه یا نگرانی میشود، پیدا کردن یک راهکار منطقی ممکن است دشوارتر شود و در این شرایط، آنچه اهمیت پیدا میکند، توانایی ایجاد فاصلهای مناسب با هیجان و بازگشت تدریجی به ارزیابی شرایط است.
مهارت مواجهه سالم با مشکلات را میتوان نوعی تعادل میان احساس کردن و عمل کردن دانست. انسان قرار نیست در برابر دشواریها بیاحساس باشد، همانطور که نباید اجازه دهد احساسات، تمام تصمیمهای او را تعیین کنند. توانایی شناخت هیجان، پذیرش آن و سپس استفاده از تفکر برای انتخاب یک واکنش مناسب، میتواند یکی از پایههای مهم سازگاری روانی و مدیریت بهتر چالشهای زندگی باشد.
یک مشکل و دو واکنش؛ چرا افراد در برابر یک موقعیت رفتار یکسانی ندارند؟
محسن لعلی، روانشناس و مشاور خانواده و عضو شورای سازمان نظام روانشناسی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه مهارتهای زندگی مجموعهای از توانمندیهای شناختی، عاطفی و اجتماعی هستند که به انسان کمک میکنند در مواجهه با مسائل، چالشها و موقعیتهای مختلف زندگی، عملکردی سازگارانه و مؤثر داشته باشد، اظهار کرد: هدف اصلی از آموزش مهارتهای زندگی، ارتقای سلامت روان و کمک به شکلگیری فرد و جامعهای سالم، پویا و توانمند است و …












