
به گزارش خبرگزاری ایمنا، شهرها دیگر فقط در سطح زمین گسترش پیدا نمیکنند؛ افزایش جمعیت، محدودیت اراضی، رشد قیمت زمین و ضرورت تأمین مسکن و خدمات، بسیاری از شهرها را به سمت استفاده عمودی از فضا سوق داده است. ساختمانهای بلند در نگاه نخست میتوانند پاسخی به کمبود زمین و نیاز به استقرار جمعیت بیشتر در محدودههای شهری باشند؛ اما ارتفاع گرفتن شهر، تصمیمی تنها معماری یا اقتصادی نیست و هر متر افزایش ارتفاع میتواند بر شبکه معابر، زیرساختها، کیفیت محیط، سیمای شهری و حتی الگوی زندگی شهروندان اثر بگذارد.
بلندمرتبهسازی زمانی میتواند بخشی از راهحل توسعه شهری باشد که میان ارتفاع ساختمان، ظرفیت زمین و توان شهر برای پذیرش جمعیت و فعالیتهای جدید تناسب وجود داشته باشد. در غیر این صورت، آنچه با هدف استفاده بهینه از زمین آغاز میشود، ممکن است به افزایش تراکم ترافیک، فشار بر خدمات شهری، کاهش کیفیت فضاهای عمومی، اختلال در نورگیری و تهویه و تغییر چهره محلهها منجر شود. به همین دلیل، در ادبیات شهرسازی امروز، مسئله اصلی دیگر «بلند ساختن یا نساختن» نیست؛ بلکه پرسش مهمتر این است که کجا، چرا، چقدر و با چه ضوابطی باید ساخت؟
از سوی دیگر، تجربه شهرهای مختلف نشان داده است که ساختمان بلند بهتنهایی نشانه توسعهیافتگی نیست؛ یک برج میتواند در دل یک بافت شهری، بدون آنکه ارتباط مناسبی با حملونقل عمومی، خدمات، فضای باز و زندگی روزمره مردم داشته باشد، به عنصری منفصل از شهر تبدیل شود و در مقابل اگر افزایش تراکم با برنامهریزی برای دسترسی، خدمات، فضای عمومی و کیفیت محیطی همراه شود، میتواند به استفاده کارآمدتر از زیرساختهای موجود و جلوگیری از گسترش بیرویه شهر در پیرامون کمک کند.
این مسئله در شهرهایی که هویت تاریخی و معماری ارزشمند دارند، حساستر است؛ ارتفاع یک ساختمان فقط بر پلاک محل احداث آن اثر نمیگذارد؛ میتواند چشماندازهای شهری را تغییر دهد، نسبت میان بنا و بافت تاریخی را دگرگون کند و حتی بر تصویری که شهروندان و گردشگران از هویت شهر در ذهن دارند، اثر بگذارد. از این منظر، سیاستگذاری درباره ارتفاع ساختمانها بخشی از سیاست حفاظت و بازآفرینی هویت شهری نیز به شمار میرود.
در کنار این ملاحظات، اقلیم نیز یکی از متغیرهای مهم در تعیین الگوی ساختوساز است. ساختمانهای …












