اکوایران: بارها دیده شده نظرات اقتصادی یک گروه یا افراد صرفا به این دلیل که دارای مدرک اقتصاد نیستند نادیده گرفته شده است. با اینحال آیا بهتر نیست به جای زیر سوال بردن مدرک و سابقه تحصیلی افراد، استدلالهای آنان را مورد بررسی قرار داد؟ فردریش فون هایک در ضیافت جایزه نوبل اقتصاد خود در سال 1974 عنوان کرد که اگر در خصوص بنیانگذاری این جایزه با او مشورت میشد، بی تردید با آن مخالفت میکرد. دغدغه اصلی هایک، مرجعیت و اقتداری بود که این جایزه میتوانست به اقتصاددانان اعطا کند. چنین رویکردی میتوانست سبب شود تا سیاستمداران، روزنامهنگاران و عموم مردم، یک اقتصاددان را به عنوان متخصص در حوزههایی بسیار فراتر از قلمرو صلاحیت و تخصص وی در نظر بگیرند.
در رابطه با موضوعی مشابه به آنچه هایک در ضیافت نوبل اقتصاد به آن پرداخته، یادداشتی در روزنامه فایننشال تایمز توسط «سومایا کینز» نوشته شده با این عنوان که «چه زمانی یک اقتصاددان، اقتصاددان نیست؟»
اهمیت این یادداشت در آن است که اگر فردی به دلیل شبکه اطراف خود و یا مدرک تحصیلی که در اختیار دارد، اقتصاددان نامیده میشود در آن صورت از قدرت و اعتباری در رسانهها و حتی در سیاستگذاری عمومی برخوردار خواهد بود که شاید بقیه افراد در رده یکسان از آن محروم باشند. در نتیجه اگر فضای حرفهای علم اقتصاد به جای بها دادن به القاب و مدارک دانشگاهی به سمت بررسی استدلال افراد حرکت کند، احتمالا گفتمانهای عمیقتر، سازندهتر و دقیقتری را در محیطهای اقتصادی شاهد خواهیم بود. آیا من اقتصاددان هستم؟
آیا من اقتصاددان هستم؟ از زمانی که دوره کارشناسی و کارشناسی ارشدم را در رشته اقتصاد به پایان رساندم، برای مدتی کوتاه در خدمات اقتصادی دولت بریتانیا کار کردهام، مدت بیشتری بهعنوان پژوهشگر اقتصادی فعالیت داشتهام و سالهاست درباره اقتصاد مینویسم. در بریتانیا، دستکم در حضور خودم، هیچکس در «اقتصاددان» بودن من تردیدی ندارد. اما در آمریکا، همانطور که یکی از اعضای این «قبیله» یکبار خیلی ساده و بیتکلف به من توضیح داد، من اقتصاددان محسوب نمیشوم؛ چون دکترا ندارم. …









