به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، تصویر بازار مسکن در ظاهر ساده است، «مستأجر قربانی است و صاحبخانه ذینفع!» اما وقتی عدد و رقمهای رسمی را از زیر سلفون آمارهای کلی بیرون میکشیم، روایت کاملاً متفاوتی شکل میگیرد. لایههای زیرین آمار تورم نشان میدهد که بحران اقتصاد ایران چنان لجامگسیخته شده که حاشیه امن طبقه مالکان را هم بلعیده است؛ بحرانی که در آن درآمد حاصل از اجارهداری، حتی از پس یکسوم هزینههای روزمره زندگی صاحبخانه هم برنمیآید.
نگاهی به آمار تورم ۸۹ درصدی ممکن است در وهله اول تصویری یکدست از عقبماندن سفره مردم ارائه دهد، اما داستان اصلی زمانی آغاز میشود که «هزینه اجارهبها» را از دل تورم کل فاکتور بگیریم. نتیجه این جراحی آماری، حسابی شوکهکننده است، تورم کالاها و خدمات بدون احتساب اجاره به ۱۱۳.۷ درصد میرسد!
این یعنی هزینه خوراک، درمان، پوشاک و خدمات پایه برای تمام خانوارها بیش از دو برابر شده، اما در این میان، متغیر اجاره مسکن نتوانسته پا به پای سایر هزینهها رشد کند. رشد ۳ برابری هزینهها نسبت به درآمد اجاره
در سمت صاحبخانهها، محاسبه پلاتینوم این ناترازی مالی ابعاد ملموستری پیدا میکند. بازار اجاره در طول یکسال اخیر شاهد رشد حدود ۳۱ درصدی اجارهبها بوده است. در نگاه نخست، شاید این ۳۱ درصد برای مستأجری که زیر بار تورم کمر خم کرده سنگین باشد، اما وقتی این رقم در برابر تورم ۱۱۳.۷ درصدی سایر هزینههای زندگی قرار میگیرد، معادله برعکس میشود.
به زبان ساده، سرعت رشد قیمت کالاها و خدمات، بیش از سه برابر سرعت رشد درآمد حاصل از اجارهداری بوده است.
اگر تا پیش از این، اجارهبهای یک واحد آپارتمان میتوانست بخش قابلتوجهی از هزینههای جاری خانوار صاحبخانه (بهویژه مالکان خرد، بازنشستگان و طبقه متوسط شهری) را بپوشاند، امروز این درآمد تنها سهم ناچیزی از تورم ۱۰۰ درصدی هزینههای روزمره را جبران میکند. صاحبخانهای که سقفی برای اجاره داده، خودش خریدار همان گوشت، دارو و خودرویی است که قیمتشان سه برابر درآمد اجارهاش جهش کردهاند. دوئل دو گروه آسیبپذیر در لبه پرتگاه …











