به گزارش خبرنگار ایبنا ؛ تغییرات قیمت ارز و طلا مدتی است شتاب بیشتری گرفته، اما نوسان این روزهای بازار را نمیتوان صرفاً با متغیرهای معمول پولی توضیح داد. اقتصاد ایران اکنون در شرایطی قرار گرفته که بخش مهمی از عوامل اثرگذار بر عرضه ارز و انتظارات، اساساً ناشی از عوامل برونزایی مثل تشدید درگیری نظامی ایران و آمریکا در خلیج فارس تا محاصره دریایی صادرات نفت، اختلال در مسیرهای تجارت خارجی و دشوارترشدن دسترسی به برخی کانالهای مالی است.
تازهترین گزارشها از بازار نفت نیز ابعاد این فشار را نشان میدهد. برآوردهای مؤسسات ردیابی محموله حاکی از آن است که بارگیری نفت و میعانات ایران در مرداد کاهش قابل توجهی داشته است. محاصره دریایی آمریکا از اواسط تیرماه عملاً عبور بخش عمده محمولههای تازه نفت ایران از هرمز به سمت چین را مختل کرده و به یکی از مهمترین منابع ورود ارز کشور فشار وارد کرده است.
در سوی دیگر، تجارت خارجی نیز از جنگ و تحریمهای تازه مصون نمانده است. رئیسجمهور از کاهش ۲۵ تا ۳۵ درصدی تجارت کشور سخن گفته و واردات بیش از صادرات آسیب دیده است. محدودشدن مسیرهای تسویه و تجارت نیز باعث شده در برخی معاملات، تعداد واسطهها، هزینه انتقال پول و زمان رسیدن کالا افزایش یابد. بازار ارز زیر سایه جنگ
این شرایط با دورهای که بازار در انتظار توافق یا نتیجه مذاکرات سیاسی بود تفاوت جدی دارد. در هفته جاری درگیری نظامی دوباره به شکل علنی تشدید شده؛ آمریکا حملاتی را در امتداد سواحل خلیج فارس انجام داده و ایران نیز به اهداف آمریکایی در منطقه پاسخ داده است. در چنین فضایی طبیعی است که بازار ارز علاوه بر عرضه و تقاضای جاری، به احتمال تشدید جنگ، صادرات نفت و آینده تجارت خارجی نیز قیمت بدهد؛ بنابراین نمیتوان انتظار داشت بانک مرکزی بهتنهایی ریشه همه نوسانات را از میان ببرد. سیاستگذار پولی نه تعیینکننده وضعیت نظامی خلیج فارس است و نه میتواند محاصره نفتی یا محدودیت تجارت خارجی را متوقف کند. آنچه در اختیار بانک مرکزی قرار دارد، جلوگیری از تبدیل این شوکها به کمبود شدید در بازار رسمی، پاسخ به تقاضای واقعی ارز و کنترل بخشی از فشارهای انتظاری است. ۵۰۰ میلیون دلار روی میز بازار …











