یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: سی سال کار کردن فقط گذراندن سی سال از عمر نیست. آدم در این مدت توانش را صرف تولید، خدمت، ساختن و ادارۀ زندگی میکند. بخشی از درآمدش را هم، چه مستقیم و چه از راه سهم کارفرما، به نظام بیمه میسپارد تا روزی که توان یا الزام کار کردن پایان یافت، محتاج دیگران نشود. قرار نیست بازنشستگی ثروت بیاورد. قرار است حداقلی از زندگی را تضمین کند؛ حداقلی که پایدار باشد و هر ماه بتوان روی آن حساب کرد.
معنای بازنشستگی همین است؛ آدم بتواند پس از چند دهه کار، اگر خواست استراحت کند، اگر خواست کنار خانواده باشد، و اگر خواست کاری تازه آغاز کند. مهم این است که انتخاب کند، نه این که فشار اجارهخانه و هزینۀ خوراک و درمان دوباره او را به کار بکشاند. میان کار کردن از سر علاقه و کار کردن از سر ناچاری فاصلۀ بزرگی است. نظام بازنشستگی اساساً برای کم کردن همین ناچاری به وجود آمده است. …













