عصر ایران؛ مهرداد خدیر - مدتی است که ویدیویی از یک سخنرانی در تالار فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران چند سال قبل از پیروزی انقلاب 57 در فضای مجازی بازنشر میشود که در آن سخنران از عشق به وطن میگوید و لحن و جملات آن با گذشت 50 سال بسیار تأثیرگذار است. این که «عشق به وطن با دستور و بخشنامه و خواهش به وجود نمیآید. انسان با وطن خود طرف معامله نیست، طرف معاشقه است.»
در آغاز گفته میشود: «کجای دنیا سراغ دارید که ملتی حملهای چون حملۀ اسکندر یا حملۀ عرب را تحمل کند و آنها را از اسب خود پایین بیاورد و رسم زندگی و تمدن را به انها بیاموزد، متمدنشان کند و در کورۀ درک و فهم و شرف خود ذوب کند؟ کجای دنیا سراغ دارید مغولی به خراسانش بریزد، شهرهایش را آتش بزند، مردمش را قتل عام بکند، سگ و گربۀ نیشابور را هم بکُشد، زمین را شخم بزند و همین مغول پس از این که به غرب این مملکت می رسد تعظیم کند به شعایر ملی و ایرانی، مسجد و مناره بسازد، اسمش را هم عوض کند و بگذارد: سلطان محمد خدا بنده؟» …













