هفت صبح| ماجرا دیگر از حد یک اتفاق تصادفی یا ادای دین نوستالژیک گذشته و رسما تبدیل به یک پروتکل نانوشته در بیزنس سرگرمیسازی ایران شده است: خواننده لسآنجلسی یا قدیمی را بفرستید پشت درهای بسته، اما نوار کاستش را بگذارید داخل باند و با آن میلیاردی بلیت و اشتراک بفروشید. تازهترین پرده از این نمایش کمدی-تراژیک، واکنش گلایهآمیز امیر رسایی است. خواننده سالهای دور که این روزها در سکوت زندگی میکند، ناگهان متوجه شده صدایش به سریال نمایش خانگی یل سرایت کرده؛ بیآنکه کسی به او زنگ بزند، اجازهای بگیرد یا دستکم تعارفی خشکوخالی برای حقالتحریر بزند.
رسایی در صفحه اینستاگرامی خود نوشته است: «چطور من در مملکت خودم حق خواندن و برگزاری کنسرت ندارم، اما صدایم در سریالی با مجوز و مهر رسمی پخش میشود؟ آیا این صدا فقط برای صاحبش قدغن است؟» این پرسش ساده، چکیده تمام پارادوکسهای چند سال اخیر صنعت تصویر ماست؛ پارادوکسی که نشان میدهد در فرمولهای تجاری سینما و ویاودی، صدای خوانندگان «غیرمجاز»، پاکترین و حلالترین دارایی روی زمین است، مشروط به اینکه خودشان هیچ سهمی از این سفره نداشته باشند.
…












