شنبه, ۱۶ فروردین, ۱۴۰۴ / 5 April, 2025
مجله ویستا
نظریه بنخلدون درباره علل عظمت و انحطاط دولتها
ابنخلدون درباره علل عظمت و انحطاط دولتها نکات دقيقى بيان داشته که از لحاظ جامعهشناسى سياسى و فسلفهٔ تاريخ قسمتى از آن هنوز هم ارزش خود را حفظ کرده است. او ظهور و سقوط دولتها را در پنج مرحله بهگونهٔ زير مورد بررسى قرار داده است. |
- مرحلهٔ نخستين: دوران پيروزى به هدف، چيرگى به مدافعان و مخالفان، استيلاء يافتن بر کشور و گرفتن آن از دست دولت پيشين است. در اين مرحله خدايگان دولت در بهدست آوردن مجدد سروري، خراجستاني، دفاع از سرزمين، نگهبانى و حمايت از آن، پيشواى قوم خويش مىباشد و به هيچ روى در برابر مردم يکهتاز و 'فرمانرواى مطلق' نيست. زيرا اين امر بر مقتضاى عصبيتى است که بهوسيله آن پيروزى و غلبه روى داده و عصبيت مزبور در اين مرحله هنوز در ميان آنان پايدار و مستقر است. |
- مرحله دوم: دوران خودکامگى (حکومت مطلق) و تسلط يافتن بر قبيله خويش و مهارکردن آنان از دست درازى به مشارکت در امر کشوردارى است. خدايگان دولت در اين مرحله به برگزيدگان رجال و گرفتن موالى و دستپروردگان، همت مىگمارد و بر تعداد آنها مىافزايد تا ميدان را بر اهل عصبيت و قبيله خويش يعنى آنان که در نسب وى سهيم و در بهرهبردارى از ملک شريک و انيباز وى مىباشند تنگ آورد. از اين رو آنان را از کار برکنار مىکند و اجازه نمىدهد که در دستگاه حکومتى دخالت کنند و بر جاى خود مىنشاند تا زمام امور فرمانروائى را بهتنهائى در اختيار قرار دهد و حاکميت در خاندان او پايدار شود و خودکامگى (فرمانروائى مطلق) به وى منحصر گردد. از اين رو بنيانگذار دولت در اين مرحله بهعلت دفاع و زد و خورد با حريفان خويش همان رنجها و مشقتهائى را که پايهگذاران مرحله نخستين در بهدست آوردن کشور مىبردند تحمل مىکند. اما کار او دشوارتر و پررنجتر است زيرا پايهگذاران نخستين با بيگانگان به کشمکش و زد و خورد مىپرداختند ولى خدايگان دولت در اين مرحله مجبور است با نزديکان و افراد قبيله خويش و کسانى که خاندان او را به قدرت رساندهاند (يعنى ياران گذشته) به ستيزهجوئى برخيزد و آنان را براند. بنابراين هيچکس جزء گروه اندکى از اطرافيان (بيگانگان) او را يارى نمىدهد. از اين رو کار او دشوارتر است. |
- مرحله سوم: دوران آسودگى و آرامش خدايگان دولت براى برخوردارى و بهدست آوردن نتايج و ثمرات پادشاهى است. نتايجى که طبايع بشر بدانها وابسته و آرزومند است. مانند: کسب ثروت، به يادگار گذاشتن آثار جاويد، نامآورى و شهرتطلبي. از اين رو تمام هم و کوشش خود را مصروف امور خراجستانى و موازنه دخل و خرج و محاسبه هزينهها و مستمرىها ميانهروى در آنها مىکند. بناهاى زيبا و کاخها و دژهاى عظيم و شهرها و آبادانىهاى پهناور و معابد بلند برپا مىسازد و به هيئتهاى نمايندگى از اشراف ملتها و بزرگان و سرآمدن قبايل بار مىدهد و به بذل و بخشش در ميان اهل خويش مىپردازد. گذشته از اينکه به رفاه حال حاشيهنشينان و دستپروردگان خويش از نظر مال و جاه مىنگرد و بسان دادن سپاهان خويش و پرداختن حقوق و ارزاق ايشان در هر ماه از روى انصاف عنايت مىکند. چنانکه آثار آن در وضع لباس، سلاح، نشانها و ديگر تزئينات و رسوم لشکريان در روز آرايش و سان نمودار مىگردد. آن وقت دولتهاى دوست بدان مباهات مىکنند و دولتهاى جنگجو و دشمن بيمناک و هراسان مىشوند. اين مرحله آخرين مراحل استبدادى و خودکامگى خداوندان دولت است. زيرا خدايگان دولتها در همه اين مراحل مستقل براى خويش هستند و ارجمندى خويش را آشکار مىسازند و راهها را براى آيندگان خويش هموار مىکند. |
- مرحله چهارم: دوران خرسندى و مسالمتجوئى است. در اين مرحله رئيس دولت به آنچه گذشتگان وى پايهگذارى کردهاند قانع مىشود. وى با پادشاهان همانند خويش راه مسالمتجوئى پيش مىگيرد. آداب و رسوم و شيوه سلطنت پيشينيان خويش را تقليد مىکند. کليه اعمال ايشان را گام به گام دنبال مىکند و پيروى از آنان را به بهترين طريق وجهه همت خود قرار مىدهد و عقيده پيدا مىکند که اگر از تقليد آنان گامى فراتر نهد مايه تباهى او مىشود و به فرمانروائى او خلل راه مىيابد. زيرا آنان را در بنيانگذارى کاخ سرورى و بزرگى بيناتر مىداند. |
- مرحله پنجم: دوران اسراف و تبذير است. رئيس دولت در اين مرحله آنچه را که پيشينيان او گرد آوردهاند در راه شهوترانى و خوشگذرانى و لذايذ نفسانى و بذل و بخشش کردن بر خواص و نديمان خويش در محفلها و مجالس عيش تلف مىکند. ياران و همراهان وى نيز که ظاهر خوب و بطنى آکنده از خبث و تباهى دارند به کارهاى بد و نابکار مىپردازند. کارهاى بزرگ و مهم را به کسانى مىسپارد که از عهدهٔ انجام دادن آن برنمىآيد، کسانى که به آنچه انجام مىدهند و فرو مىگذارند آشنائى ندارند و از نتايج خوب و بد آن آگاه نيستند. اين در حالى است که نسبت به بزرگان و عناصر شايستهٔ قوم خويش و هواخواهان پيشينيان بدى روا مىدارند. |
چنانکه کينهٔ او را در دل مىگيرند و يارى و همراهى خود را از وى دريغ مىدارند. همچنين به سبب اينکه مستمرىهاى سپاهان را در راه شهوترانىهاى خويش خرج مىکند، وضع سپاهان و لشکر او رو به تباهى مىرود. وى ديگر شخصاً به کار ايشان توجه نمىکند و خود را از آنان پنهان مىدارد و به بررسى احوال و سروسامان دادن کارهاى ايشان نمىپردازد. در نتيجه، اساسى را که پيشينيان وى بنيان نهاده بودند واژگون مىسازد کليه پايهگذارىها و کاخهاى عظمت ايشان را ويران و منهدم مىکند. در اين مرحله، طبيعت فرسودگى و پيرى به دولت راه مىيابد و بيمارى مزمنى که کمتر مىتواند خود را از آن برهاند و با آن وضع درمانناپذير مىشود، بر آن استيلاء مىيابد تا آنکه سرانجام منقرض مىگردد. |
همچنین مشاهده کنید
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست