چهارشنبه, ۲۴ مهر, ۱۳۹۸ / 16 October, 2019
مجله ویستا

حکایت


شنیدم که صاحبدلی نیکمرد    یکی خانه بر قامت خویش کرد
کسی گفت می‌دانمت دسترس    کزاین خانه بهتر کنی، گفت بس
چه می‌خواهم از طارم افراشتن؟    همینم بس از بهر بگذاشتن
مکن خانه بر راه سیل، ای غلام    که کس را نگشت این عمارت تمام
نه از معرفت باشد و عقل و رای    که بر ره کند کاروانی سرای

همچنین مشاهده کنید
 وبگردی


 از میان خبرها




روزنامه تعادلروزنامه آفتاب یزدروزنامه اعتمادروزنامه توسعه ایرانیسایت شفقنا