یکشنبه, ۳۰ تیر, ۱۳۹۸ / 21 July, 2019
مجله ویستا

هر کرا با تو نه پیوندی و پیمانی هست


هر کرا با تو نه پیوندی و پیمانی هست    نتوان گفت که در قالب او جانی هست
باز جستیم و نشد روشن ازین چار کتاب    آیت این نمک و لطف که در شانی هست
دیو را درد تو در کار کشد، زانکه به حسن    تو پری داری، اگر مهر سلیمانی هست
تا جهان پرده برانداخت ز روی تو، بریخت    زنگ هر نقش که بر صفه‌ی ایوانی هست
هر طرف باغی و هر گوشه بهشتی باشد    خانه‌ای را که در و مثل تو رضوانی هست
مدعی گر ز رخت معجزه خواهد، بنمای    با که روشن‌تر ازین حجت و برهانی هست؟
هم تو باشی به تناسخ که: دگر باز آیی    دیدن مثل ترا هیچ گر امکانی هست
بی‌خیال تو شبی دیده‌ی ما خواب نکرد    با کسی گرچه نگفتیم که: مهمانی هست
از تنور دل ما دود برآید، بدو چشم    مگر این نوح ندانست که: توفانی هست؟
اگر، ای سایه‌ی رحمت، نظری خواهی کرد    نقد را باش، که محتاجم و حرمانی هست
که پسندد که: به درد تو در آییم از پای؟    دست ما گیر، اگرت مکنت درمانی هست
تو به دندان منی، از همه خوبان، گر چه    اوحدی را نتوان گفت که: دندانی هست
همچنین مشاهده کنید

 مرور روزنامه‌ها


 گزارش / تحلیل

 از میان خبرها

حراج انواع کولرگازی اینورتر اجنرال

سایت همشهری‌آنلاینسایت انتخابخبرگزاری یورونیوزسایت 55 آنلاینسایت رویداد 24